حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
سازمان بازاریابی‌محور چیست؟ تفاوت ساختاری با فروش‌محوری

برچسب: سازمان بازاریابی

سازمان بازاریابی‌محور چیست؟ تفاوت ساختاری با فروش‌محوری

برچسب: سازمان بازاریابی

سازمان بازاریابی
مدیریت بازار

سازمان بازاریابی‌محور چیست؟ تفاوت ساختاری با فروش‌محوری

سازمان بازاریابی‌محور در برابر سازمان فروش‌محور؛ تفاوت در بینش و عمل

سازمان‌های فروش‌محور تمام توان خود را بر عرضه کالاهای تولیدشده متمرکز می‌کنند. در این ساختار، ابتدا محصول ساخته می‌شود. سپس تیم‌های فروش تلاش می‌کنند با روش‌های مختلف متقاعدسازی، آن را به خریداران واگذار نمایند. این شیوه معمولاً با فشارهای کوتاه‌مدت به خریدار همراه است.

در مقابل، سازمان‌های بازاریابی‌محور نقطه آغاز کار خود را بازار و شناخت ذهن مخاطب قرار می‌دهند. این مجموعه‌ها در قدم نخست، دغدغه‌ها و نیازهای واقعی مشتریان را شناسایی می‌کنند. سپس خطوط تولید و چرخه خدمات را متناسب با این نیازها شکل می‌دهند.

بازاریابی مدرن بر ایجاد ارزش مشترک و وفاداری همیشگی تمرکز دارد. در نقطه مقابل، رویکرد فروش صرفاً به دنبال پایان موفق یک تراکنش مالی است.

خطاهای رایج مدیریتی در تفکیک مفاهیم بازاریابی، فروش، برند و روابط عمومی

نبود درک شفاف از مفاهیم حوزه ارتباطات، مانعی جدی برای پیشرفت شرکت‌هاست. بسیاری از مدیران این حوزه، این واژگان کاربردی را با یکدیگر اشتباه می‌گیرند:

  • تفاوت بازاریابی و فروش: بازاریابی فرآیند کشف نیاز، شناسایی بازار هدف و جذب مخاطب راغب است. در سوی دیگر، فروش مرحله نهایی دریافت وجه و نقد کردن این تقاضاست.
  • ویزیتوری در برابر بازاریابی حرفه‌ای: ویزیتوری فعالیتی میدانی برای توزیع محصول و ثبت سفارش است. اما بازاریابی دانشی راهبردی جهت جایگاه‌سازی ماندگار در ذهن بازار هدف محسوب می‌شود.
  • طراحی لوگو در برابر ساخت برند: لوگو یک نشانه تصویری ساده برای شناسایی است. در حالی که برند، هویت، ادراک، احساسات و تصویر کلی شما در ذهن مشتری است.
  • تبلیغات در مقابل روابط عمومی: تبلیغات پیامی مستقیم برای فروش و هدایت رفتار خرید است. اما روابط عمومی بر جلب اعتماد، مدیریت خوش‌نامی و ساخت ارتباطی سالم با جامعه تمرکز دارد.

اهمیت استراتژیک واحد بازاریابی در چارت و ساختار سازمانی

ممکن است در نگاه اول، بخش مالی به دلیل کنترل نقدینگی مهم‌ترین واحد شرکت به نظر برسد. همچنین دپارتمان تولید به دلیل ساخت کیفی کالا نقشی اساسی دارد. واحد منابع انسانی نیز وظیفه جذب نیروهای مستعد را ایفا می‌کند.

با این حال، واقعیت روشن است. بدون بازاری شفاف و تقاضایی مستمر، هیچ واحدی دلیل موجهی برای بقا نخواهد داشت. بازاریابی نقش حیاتی و پیش‌برنده را در ساختار هر مجموعه ایفا می‌کند. این دپارتمان نیازهای مصرف‌کننده را به سایر بخش‌های سازمان منتقل می‌نماید.

این واحد نقشی تعیین‌کننده در درآمدزایی پایدار ایفا می‌کند. همچنین مانند یک دیدبان هوشمند، فرصت‌های بکر تجاری را شناسایی می‌نماید. این اقدام ریسک تغییرات مداوم بازار را به حداقل می‌رساند.

ضرورت تغییر پارادایم در هزاره سوم: گذر از محصول‌گرایی به مشتری‌محوری

امروزه فشارهای رقابتی در همه صنایع رو به افزایش است. از طرفی دسترسی آزاد مشتریان به داده‌ها، گزینه‌های خرید را دگرگون کرده است. دیگر با روش‌های سنتی نمی‌توان سهم بازار را حفظ کرد. مدیران باید به سمت ساختاری بازاریابی‌محور حرکت نمایند.

پیش‌نیاز این تحول، تغییر نگرش مدیران ارشد است. وظیفه اصلی سازمان تنها تولید یک محصول خاص نیست. رسالت بنیادین، کشف نیازهای پاسخ‌داده‌نشده و ارائه ارزش‌های متناسب با مشتریان است. هدف غایی، عرضه خدماتی فراتر از انتظارات بازار است. این کار مزیت رقابتی قدرتمندی می‌آفریند که رقبا توان شبیه‌سازی آن را نخواهند داشت.

چهار ویژگی کلیدی و برجسته در سازمان‌های پیشرو و بازاریابی‌محور

برای ارزیابی انطباق کسب‌وکار خود با الگوهای نوین، این ۴ شاخص کلیدی را بسنجید:

  1. رسالت مشتری‌محور: این سازمان‌ها هدف اصلی را سودآوری مقطعی نمی‌دانند. آنها هدف نهایی خود را گره‌گشایی از چالش‌های مشتریان تعیین می‌کنند.
  2. تصمیم‌گیری بر پایه داده‌ها: تحقیقات بازار پایه و اساس هر تصمیم مهم در این کسب‌وکارهاست. هیچ پروژه‌ای بدون شناخت رفتار مخاطب آغاز نمی‌شود.
  3. تسلط بر آمیخته بازاریابی: این شرکت‌ها تناسبی دقیق میان محصول، شیوه‌های قیمت‌گذاری، روش‌های توزیع و ابزارهای ترویج ایجاد می‌نمایند.
  4. فرهنگ عمیق مشتری‌مداری: تکریم ارباب‌رجوع در این سازمان‌ها یک شعار تبلیغاتی نیست. این باور در تمامی لایه‌های شغلی، از مدیران تا پرسنل خط مقدم، پیاده‌سازی شده است.

پرفروش و ماندگار باشید.

سازمان بازاریابی
مدیریت بازار

سازماندهی بازاریابی

شرکت ها واحدهای بازاریابی خود را به چند روش سازماندهی می کنند : از جمله سازماندهی  وظیفه ای ، سازماندهی محصول، سازماندهی جغرافیایی ، سازماندهی براساس بازار یا شبکه ای ، روش های سازماندهی  مزایا و معایب مختلفی دارند که در ذیل بطور خلاصه مطرح می شود.

 

سازماندهی وظیفه ای :
مرسوم ترین روش سازماندهی واحد بازاریابی است . در این نوع سازماندهی ، متخصصان بازاریابی به مدیر بازاریابی شرکت گزارش می دهند و مدیر بازاریابی وظیفه هماهنگی این متخصصان(مدیرفروش، مدیرتوزیع، مدیر تبلیغات،مدیر تحقیقات بازاریابی ،مدیر توسعه محصول، مدیر توسعه بازار،مدیر برند …) را برعهده دارد . 

 

ناگفته نمانداغلب شرکت های بزرگ نیز تمامی این دپارتمان ها را ندارند و اساسا نیاز نیست داشته باشند زیرا می توانندبرون سپاری نمایند.

اما مهم ترین مزیت سازماندهی وظیفه ای را می توان  سهولت طراحی و مدیریت چنین ساختاری دانست . 

با این وجود ، چالش اصلی این روش برقراری روابط کاری سریع میان بخش های مختلف واحد بازاریابی است .

همچنین اگر شرکتی محصولات زیادی را برای بازارهای مختلفی تولید می نماید این روش اثر بخشی نخواهد داشت . اما مهترین مشکل شاید ایجاد رقابت ناسالم بخش های وظیفه ای برای کسب موقعیت های بهتر است و اساسا بیشتر مدیران بازاریابی باید بیشتر زمان خود راصرف حل مشکلات این واحدها نماید .

شرکت هایی که در تمام بازارهای یک کشور فعالیت می کنند ، معمولا نیروهای فروش خود را براساس مناطق جغرافیایی سازماندهی می کنند .


به عنوان مثال مدیر فروش کشور پنج مدیر فروش منطقه ای را مدیریت  می کند و هر مدیر منطقه نیز پنج مدیر ناحیه را سرپرستی می کند و هر مدیر فروش ناحیه نیز هشت سرپرست فروش و هر سرپرست فروش نیز شش فروشنده را مدیریت می کند .

بسیاری از شرکت ها برای پشتیبانی نیروهای فروش مناطق مختلف جغرافیایی بویژه نیروهای فروش بازارهای پرفروش خود ، یک مدیر محصول یا متخصص بازاریابی  منطقه ای را به ساختار واحد بازاریابی اضافه می کنند وظیفه این متخصص جمع آوری اطلاعات منطقه تحت پوشش و تجزیه و تحلیل اطلاعات آن (میزان فروش ، تخفیفات رقبا ، محصولات جدید ، فرصت های بازار…) و ارایه گزارش به مدیریت ارشد بازاریابی یا بعضا مدیرعامل می باشد .

ادامه دارد ……..

 

 

 

 

مشاوره آنلاین