حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
مدیریت فروشگاه زنجیره‌ای

دسته: مقالات

مدیریت فروشگاه زنجیره‌ای

دسته: مقالات

فروشگاه زنجیره ای
مدیریت بازار مقالات

مدیریت فروشگاه زنجیره‌ای

فروشگاه زنجیره‌ای چیست؟

فروشگاه زنجیره‌ای در اصل از چندین شعبه خرده‌فروشی تشکیل می‌شود که تحت مالکیتی مشترک و متمرکز اداره می‌گردند. وظایف اصلی این نوع فروشگاه‌ها، از جمله خرید، تبلیغات و اجاره، توسط یک واحد فرماندهی یا مدیریت مرکزی هدایت و کنترل می‌شوند.

مدیریت فروشگاه زنجیره‌ای امروزه یکی از موضوعاتی است که توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. با این حال، در بررسی‌های انجام‌شده، منبع اطلاعاتی داخلی خاصی در این زمینه یافت نشد؛ از این رو تلاش می‌شود مهم‌ترین محورهای این حوزه به‌صورت مختصر و کاربردی معرفی شوند.

به‌طور کلی، مدیران فروشگاه‌های زنجیره‌ای علاوه بر انجام وظایف اصلی هر مدیر—یعنی برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل باید به موارد زیر نیز توجه ویژه داشته باشند.

مکان‌یابی فروشگاه

باید پذیرفت که مهم‌ترین اصل در موفقیت هر فروشگاه، موقعیت مکانی آن است؛ موقعیت مکانی، موقعیت مکانی و باز هم موقعیت مکانی. انتخاب درست محل استقرار، پیش از هر اقدام دیگری، باید در اولویت قرار گیرد.

مدیریت زنجیره تأمین و انبارداری

در این بخش لازم است بازار هدف به‌روشنی مشخص شود و تأمین‌کنندگانی که تمایل به همکاری دارند شناسایی گردند. همچنین شیوه انبارداری نباید از نظر دور نگه داشته شود، چرا که نقشی تعیین‌کننده در زنجیره تأمین ایفا می‌کند.

مدیریت گردش کالا

گردش کالا نباید به شانس و اقبال سپرده شود؛ بلکه باید برایش برنامه‌ای دقیق و مدون در نظر گرفته شود تا موجودی و فروش به‌طور بهینه مدیریت گردد.

تکنیک‌های قیمت‌گذاری

باید توجه داشت که قیمت، زبان ارتباط با مشتری است. برای این منظور، بهره‌گیری از تکنیک‌های متنوع قیمت‌گذاری و مشورت با کارشناسان این حوزه توصیه می‌شود.

چیدمان و بازارپردازی

اصول مرچندایزینگ باید آموخته و در عمل به کار گرفته شوند. برای محصولات گوناگون، روش‌های چیدمان متفاوتی وجود دارد که باید متناسب با نوع کالا انتخاب شوند.

مدیریت ارتباط با مشتری

نقشه سفر مشتری (Customer Journey) باید به‌دقت طراحی شود و تلاش شود محیطی مناسب و دلپذیر برای بازدیدکنندگان فراهم گردد.

مدیریت خدمات مشتری

سه نوع خدمت باید برای مشتریان در نظر گرفته شود: خدمات پیش از فروش، خدمات حین فروش و خدمات پس از فروش.

مدیریت بازاریابی و تبلیغات

بازاریابی و تبلیغات موضوعی نوظهور نیست؛ تنها باید یادآوری شود که تمامی هزینه‌های صرف‌شده در این حوزه باید به چشم یک سرمایه‌گذاری نگریسته شوند، نه یک هزینه صرف.

download
مقالات

شناسایی مسائل مشتریان

شناسایی مسائل مشتریان؛ ۵ روش طلایی و کاربردی در بازاریابی و رفتار مصرف‌کننده

در بازار رقابتی امروز، درک دغدغه‌ها و رفع موانع پیش روی خریداران، کلید اصلی موفقیت هر کسب‌وکاری محسوب می‌شود. فرآیند شناسایی مسائل مشتریان یکی از حیاتی‌ترین مراحل در تحقیقات بازار و واحد بازاریابی است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا محصولات و خدمات خود را همسو با نیازهای واقعی بازار توسعه دهند. اما این مسائل چگونه کشف می‌شوند؟ در ادامه، روش‌ها و تکنیک‌های استاندارد این حوزه را بررسی خواهیم کرد.

۱. کشف و شهود؛ رایج‌ترین مسیر شناخت دغدغه‌ها

باور بفرمایید بدون شک رایج‌ترین راه برای کشف مشکلات، استفاده از روش کشف و شهود است. بدین معنا که مدیر بازاریابی می‌تواند یک رده فرضی محصول را مورد تجزیه‌وتحلیل قرار دهد و از نظر منطقی دریابد که در چه مواردی لازم است بهبود صورت پذیرد. این روش مبتنی بر تجربه و تحلیل بصری بازار است، اما برای دقت بیشتر، معمولاً با ابزارهای علمی‌تر ترکیب می‌شود.

۲. استفاده از تکنیک‌های تحقیقاتی برای حل مشکلات مصرف‌کنندگان

برای حل مشکلات مصرف‌کنندگان از تکنیک‌های مختلف تحقیقاتی استفاده می‌شود. دو مورد از پرکاربردترین این ابزارها عبارتند از:

  • روش نظرسنجی: در این تکنیک، پرسش‌گر از تعداد نسبتاً زیادی از افراد در مورد مشکلی که با آن مواجه هستند، سؤال می‌پرسد. داده‌های آماری به‌دست‌آمده از این طریق، دیدگاهی جامع به مدیران می‌دهد.
  • گروه‌های کانونی (Focus Groups): یکی از تکنیک‌های رایج، استفاده از گروه‌های کانون است. گروه کانون معمولاً شامل ۸ تا ۱۲ نفر با ویژگی‌های کاملاً مشابه است که به منظور بحث در مورد موضوعی معین دور هم گرد می‌آیند. از این بین، یک نفر به عنوان مجری یا گرداننده جلسه، موضوعی را در جهتی که مورد علاقه شرکت است، هدایت می‌کند.

۳. بررسی روش‌های سه‌گانه در تحلیل مسائل و فعالیت‌ها

هر دو تکنیک مذکور (نظرسنجی و گروه کانونی) معمولاً به یکی از سه روش زیر گرایش دارند و فرآیند شناسایی مسائل مشتریان را تکمیل می‌کنند:

الف) تجزیه و تحلیل فعالیت (Activity Analysis)

این رویکرد بر یک فعالیت خاص تمرکز دارد. تکنیک نظرسنجی یا گروه کانون تلاش می‌کند مشکلاتی را که مصرف‌کنندگان در حین اجرای برنامه‌ها یا فعالیت‌های روزمره با آن‌ها مواجه هستند، شناسایی کند.

ب) تجزیه و تحلیل محصول (Product Analysis)

این روش کاملاً شبیه به تجزیه‌وتحلیل فعالیت است؛ اما با این تفاوت که خرید یا استفاده از محصول خاصی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. در این مورد، ممکن است از مصرف‌کنندگان خواسته شود در مورد مسائلی که در استفاده از یک محصول با آن‌ها مواجه هستند، اظهار نظر کنند.

ج) تجزیه و تحلیل مسئله (Problem Analysis)

در این رویکرد، لیستی از مسائل تهیه شده و از پاسخ‌دهندگان درخواست می‌شود که اعلام کنند به نظر آن‌ها کدام‌یک از فعالیت‌ها، محصولات یا نام‌های تجاری با این مسائل مواجه هستند. به عنوان مثال، مطالعه‌ای که در ارتباط با بسته‌بندی محصولات انجام گرفت، نتایج زیر را به همراه داشت:

  • بسته‌بندی‌های […] به سختی قابل باز شدن هستند.
  • بسته‌بندی‌های […] قابل بستن و استفاده مجدد نیستند.
  • بسته‌بندی‌های […] برای قرار گرفتن در داخل قفسه مناسب نیستند.
  • بسته‌بندی‌های […] موجب اتلاف وقت مصرف‌کننده می‌شوند.

۴. رویکردهای نوین در شناسایی مسائل مشتریان

علاوه بر موارد ذکرشده، رویکردهای مدرن دیگری نیز برای تشخیص مشکلات خریداران به کار گرفته می‌شوند که فراتر از نظرسنجی‌های سنتی هستند:

  • تحقیق در مورد عوامل انسانی: این رویکرد برای تشخیص مسئله مطرح شده و متکی بر نظرسنجی یا گروه کانون نیست، بلکه بر اساس ارگونومی و تعامل انسان با محیط عمل می‌کند.
  • تحقیقات احساسی و هیجانی: در نهایت، رویکرد آخری نیز در قالب تحقیقات احساسی و هیجانی، نقش هیجانات و احساسات را در تشخیص مسئله مورد بررسی قرار می‌دهد تا مشخص شود عواطف خریداران چه تأثیری بر انتخاب آن‌ها دارد.

نتیجه‌گیری

در نهایت، شناسایی مسائل مشتریان فرآیندی چندبعدی است که از روش‌های ساده شهودی آغاز شده و به تحلیل‌های پیچیده محصول، فعالیت و هیجانات مصرف‌کننده ختم می‌شود. بهره‌گیری از این رویکردها که برگرفته از دانش روز رفتار مصرف‌کننده است، به کسب‌وکارها یاری می‌رساند تا رضایت حداکثری مخاطبان خود را جلب نمایند.

گیفت
مقالات

روان‌شناسی هدیه دادن

روان‌شناسی هدیه دادن؛ بررسی استراتژی‌های خرید و نمادشناسی هدایا

زمانی که مصرف‌کنندگان تصمیم می‌گیرند برای فرد دیگری کادو بخرند، فرآیند خرید به‌طور کامل تغییر می‌کند. برخلاف خرید شخصی که بر اساس نیازهای مستقیم انجام می‌شود، در هنگام هدیه دادن، استراتژی‌های پیچیده‌تری در پیش گرفته می‌شود. در این موقعیت‌ها، مصرف‌کننده نه تنها به کاربرد کالا، بلکه به پیام‌های پنهان، بازخورد گیرنده و انتظارات اجتماعی نیز می‌اندیشد.

چرا ما هدیه می‌دهیم؟ (ریشه‌های رفتاری)

از دیرباز، اهدای هدیه به عنوان یک عمل پیونددهنده شناخته شده است. انسان‌ها به دلایل متعددی اقدام به تقدیم هدایا می‌کنند؛ مناسبت‌های تقویمی، رسوم فرهنگی، اعیاد ملی و جشن‌های تولد، همگی بستر این رفتار را فراهم می‌کنند. در برخی شرایط، هدیه دادن برای جبران محبت یا تحکیم روابط اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. در واقع، این رفتار توسط هنجارهای اجتماعی دیکته می‌شود و عدم رعایت آن ممکن است منجر به بروز سوءتفاهم در روابط انسانی گردد.

تحلیل بازاریابی در فرآیند انتخاب هدیه

بازاریابان بر این باورند که نوع هدایایی که افراد تمایل به دریافت آن دارند، به شدت تحت تأثیر موقعیت زمانی، سن، جنسیت و نوع رابطه قرار می‌گیرد. مطالعات دقیق بازار نشان می‌دهد که محصولات باید بر اساس «کارکرد» یا «احساس» دسته‌بندی شوند تا بتوانند نیازهای خریداران هدیه را پوشش دهند.

تفاوت‌های استراتژیک؛ هدایای عروسی در مقابل هدایای تولد

یک مطالعه کلاسیک در رفتار مصرف‌کننده نشان می‌دهد که هدایای عروسی و هدایای تولد از دو الگوی کاملاً متفاوت پیروی می‌کنند.

ویژگی‌های هدایای عروسی (تمرکز بر کاربرد):

این هدایا معمولاً به منظور کمک به شروع زندگی مشترک انتخاب می‌شوند و باید شامل ۴ ویژگی کلیدی باشند:

۱. دوام: باید عمر طولانی داشته باشند.

۲. مورد استفاده: جنبه کاربردی در زندگی روزمره داشته باشند.

۳. نیازسنجی: باید به رفع نیازهای زوجین کمک کنند.

۴. کاربری بالا: در مقیاس وسیعی از فعالیت‌های خانه مورد استفاده قرار گیرند.

ویژگی‌های هدایای تولد (تمرکز بر سرگرمی):

در مقابل، هدایای تولد معمولاً برای ایجاد حس خوشی، هیجان و سرگرمی خریداری می‌شوند:

۱. سرگرم‌کننده بودن: هدیه باید برای گیرنده جذاب باشد.

۲. متفاوت بودن: جنبه غافل‌گیری و نوآوری در آن لحاظ شود.

۳. دوام: کیفیت مطلوب داشته باشد.

۴. کارایی خاص: به ایجاد لحظات خاطره‌انگیز کمک کند.

معانی سمبلیک؛ هدیه فراتر از یک کالا

باور بفرمایید که هدایا معانی سمبلیک یا نمادینی را در سطوح مختلف منتقل می‌کنند. یک هدیه، چیزی فراتر از یک شیء مادی است؛ بلکه به عنوان پیامی از سوی هدیه‌دهنده تلقی می‌شود. ماهیت هدیه دادن می‌تواند بازتاب‌دهنده موقعیت اجتماعی، سطح فکری، حس احترام و میزان علاقه هدیه‌دهنده باشد. حتی نوع رابطه موجود بین دو فرد، از طریق نوع هدیه‌ای که انتخاب می‌شود، به طرف مقابل ابلاغ می‌گردد.

بنابراین، عمل هدیه دادن و چرایی خاص آن (موقعیت هدیه دادن)، هر دو به طور همزمان بر رفتار خرید و نوع کیفیت رابطه تأثیر می‌گذارند. زمانی که یک کالا انتخاب می‌شود، در واقع بخشی از شخصیت و ارزش‌های هدیه‌دهنده نیز در آن لحاظ شده است.

نتیجه‌گیری

شناخت دقیق روان‌شناسی هدیه دادن به کسب‌وکارها کمک می‌کند تا کمپین‌های تبلیغاتی خود را با توجه به نیازهای موقعیتی مصرف‌کنندگان طراحی کنند. چه در بسته‌بندی‌ها و چه در پیام‌های بازاریابی، توجه به جنبه‌های کاربردی هدایای عروسی و ویژگی‌های سرگرم‌کننده هدایای تولد، می‌تواند فروش محصولات را در بازه‌های زمانی مختلف افزایش دهد. هدایا فقط کالا نیستند؛ آن‌ها ابزاری برای بیان عواطف و برقراری ارتباطات عمیق انسانی محسوب می‌شوند.

شناخت رفتار مصرف کننده
مقالات

شناخت رفتار مشتری

چرا شناخت رفتار مشتری برای موفقیت کسب‌وکار حیاتی است؟

تلاش‌های علمی در حوزه بازاریابی همواره معطوف به یک هدف اصلی بوده است: «شناخت و تأثیرگذاری بر شیوه‌های رفتاری مصرف‌کننده». این تلاش‌ها برای سازمان‌ها، مشتریان و در نهایت برای کل جامعه، پیامدها و نتایج قابل‌توجهی را به همراه دارد. از آنجایی که کلیه افراد جامعه در مقاطع مختلف زمانی به عنوان مشتری یا مصرف‌کننده شناخته می‌شوند، شناخت رفتار مشتری به یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای کسب‌وکارها تبدیل شده است.

هنر به کارگیری دانش رفتار مصرف‌کننده

اساساً، استفاده از دانش رفتار مصرف‌کننده در جهت توسعه استراتژی‌های بازاریابی، نوعی «هنر» تلقی می‌شود. این هنر به معنای توانایی پیوند زدن داده‌های سرد آماری با درک گرم و انسانی از نیازهای خریدار است. چرا شرکت‌ها باید این دانش را در اولویت برنامه‌های خود قرار دهند؟ در ادامه، دلایل اصلی اهمیت این موضوع بررسی می‌شود.

سازمان‌ها به دنبال پاسخ چه سوالاتی هستند؟

برای اینکه یک استراتژی بازاریابی موفق تدوین شود، باید پاسخ‌های دقیقی برای سوالات بنیادین زیر یافت شود. این سوالات توسط مدیران بازاریابی بررسی می‌شود:

  • ادراک محصول: مشتری در مورد کالا یا خدمات ما چگونه می‌اندیشد؟
  • تحلیل رقبا: نگرش مشتری نسبت به کالای رقبای ما چیست و چه نقاط قوتی در آن‌ها دیده می‌شود؟
  • توسعه محصول: جهت پیشرفت، اصلاح و بهبود محصولات فعلی، چه انتظاراتی توسط مشتریان مطرح می‌شود؟
  • نحوه استفاده: کالا در چه بستری و چگونه توسط مشتری مورد استفاده قرار می‌گیرد؟
  • اثربخشی تبلیغات: آیا نگرش مثبتی نسبت به کمپین‌های تبلیغاتی ما وجود دارد؟
  • ابعاد روان‌شناختی: مشتری در مورد نقش خود در خانواده و جامعه چه احساسی دارد؟ چه امیدها و رویاهایی برای خود و خانواده‌اش ترسیم کرده است؟

پیش‌بینی رفتار مشتری؛ کلید موفقیت در محیط متغیر

امروز نمی‌توان در مورد موفقیت کسب‌وکارها ساده‌انگاری کرد. بازار به صورت لحظه‌ای در حال تغییر و دگرگونی است. به همین دلیل، درک و پیش‌بینی شناخت رفتار مشتری به عنوان اصلی‌ترین عامل برای برنامه‌ریزی و مدیریت این محیطِ پرنوسان شناخته می‌شود. شرکتی که بتواند پیش‌بینی کند مشتری در مرحله بعدیِ «فرآیند خرید» چه تصمیمی می‌گیرد، یک گام از رقبا جلوتر خواهد بود.

چرا شناخت رفتار مشتری یک فرآیند استراتژیک است؟

رفتار مصرف‌کننده مجموعه‌ای از فعالیت‌ها است که در فرآیند خرید و استفاده از کالاها و خدمات دخیل است. این فرآیند تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر فرهنگ، گروه‌های مرجع، وضعیت اقتصادی و عوامل فردی قرار دارد.

زمانی که شناخت رفتار مشتری به درستی انجام شود، مزایای زیر برای سازمان حاصل می‌شود:

  1. بخش‌بندی دقیق بازار: مشتریان بر اساس الگوهای رفتاریِ مشابه دسته‌بندی می‌شوند.
  2. شخصی‌سازی پیام‌های تبلیغاتی: بازاریابی به صورت هدفمندتر و موثرتر انجام می‌گردد.
  3. بهبود تجربه مشتری: با درک عمیق‌تر از «فرآیند خرید»، نقاط اصطکاک حذف شده و رضایت افزایش می‌یابد.

نتیجه‌گیری

مطابق با منابع معتبری همچون کتاب «رفتار مصرف‌کننده» (نوشته دل هاوکینز و راجر بست، با ترجمه دکتر احمد روستا)، موفقیت پایدار تنها از طریق شناخت عمیق انگیزه‌ها حاصل می‌شود. باید پذیرفت که مشتریانِ امروز، نه تنها به دنبال خرید یک کالا هستند، بلکه به دنبال تحقق ارزش‌ها، رویاها و نقش‌های اجتماعی خویش می‌باشند. بنابراین، اگر سازمان‌ها قصد دارند در این بازار پررقابت باقی بمانند، باید شناخت رفتار مشتری را نه به عنوان یک فعالیت جانبی، بلکه به عنوان هسته مرکزی مدیریت استراتژیک خود در نظر بگیرند.

انواع رقابت
مقالات

مزایای رقابت در کسب وکار

رقابت در تمام عرصه ها وجود دارد . رقابت های ورزشی ، کسب و کار ، فردی و ……. هر کسب و کاری به رقیب نیاز دارد و در کنار رقیب است که سود می برد . اما نکته اینجاست که سازمانهای تولیدی بهره بیشتری از رقابت خواهند برد. از مزایای رقابت در بازار می توان به موارد زیر اشاره کرد:



 

وجود رقیب مزایای فراوانی دارد  زیرا آنها به افزایش تقاضای کل کمک می کنند .


رقبا بخشی از هزینه های بازار و تکوین کالا را پرداخت و به مشروعیت دادن به فناوری های جدید کمک می کنند .

 

بعضی از رقبا خدمات رسانی به بخش های کمتر جذاب بازار را برعهده می گیرند و باعث تمایز بیشتر بین کالا و خدمات می شوند و همچنین رقبا قدرت چانه زنی در مقابل مقررات کار و کارگر را برعهده می گیرند .

جالب است بدانید هر شرکتی ممکن است همه رقبای خود را مفید نداند . در هر حرفه و صنعتی رقبای خوب یا بد هر دو وجود دارد .

هر سازمانی تعریف و تعبیری از رقیب خوب یا بد دارد .

اساسا رقبای خوب کسانی هستند که به قواعد حرفه خود احترام می گذارند ، زیر فروشی ندارند و….

اما رقبای بد بلعکس مقررات حرفه خود را نادیده می گیرند . آنها به جای تلاش برای کسب سهم بازار آن را می خرند ، و تابع قواعد خود هستند و حاشیه های زیادی دارند .

 

اساسا شرکت های خوب خواهان تشکیل حرفه ای هستند که از رقبای خوب تشکیل شده باشد . اما بهتر است  هوشیارانه از رقبای خوب حمایت  انجام شود و به رقبای بد حمله ، یا دوری شود.

 

پرفروش باشید….

 

 

 

تکنیک های قیمت گذاری
مقالات

انواع مختلف بازار

تصمیم های بازاریابی در بازارهای مختلف متفاوت است . مدیران بازاریابی باید ابتدا نوع بازاری که سازمان در آن به فعالیت می پردازد را شناخته سپس براساس اطلاعات به  تصمیمات بازاریابی  بپردازند. اما انواع مختلف بازار عبارتند از : 

بازار رقابت کامل از خریداران و فروشندگان زیادی تشکیل می شود که به داد و ستد کالاهای متحد الشکلی اشتغال دارند . در این بازار هیچ خریدار و فروشنده خاصی نمی تواند بر قیمت رایج در بازار تاثیر بگذارد . در این بازار فروشنده قادر نیست کالای خود را به بیش از قیمت رایج بفروشد همچنین فروشندگان نمی توانند قیمتی کمتر از قیمت بازار مطالبه نمایند . در بازار رقابت کامل تحقیقات بازاریابی و تبلیغات و راهبرد های بازاریابی بی تاثیر یا کم تاثیر است .

 

 

بازار رقابت انحصاری از خریداران و فروشندگان زیادی تشکیل می شود که به جای یک قیمت با مجموعه ای از قیمت ها به داد و ستد اشتغال می ورزند. دلیل وجود قیمتهای مختلف توانایی فروشندگان در متمایز کردن محصولات خود برای خریداران است .در بازار رقابت انجصاری فروشندگان تلاش می کنند برای بخش های مختلف بازار کالاهای مختلفی را بسازند. به واسطه وجود رقبا در این بازارها هر شرکت کمتر تحت تاثیر راهبردهای قیمت گذاری رقبا قرار می گیرد.

 

بازار انحصار جند جانبه ، از تعداد فروشندگان اندکی تشکیل می شود که نسبت به راهبردهای قیمت گذاری یکدیگر حساسیت فوق العاده ای نشان می دهند . دراین بازار تعداد فروشندگان به دلیل دشواری ورود فروشندگان جدید به بازار اندک است . هر فروشنده به راهبرد و تحرکات رقبا حساسیت فوق العاده ای نشان می دهد.

 

بازار انحصار کامل ، بازار فقط از یک فروشنده تشکیل می شود که ممکن است انحصار دولتی یا انحصار خصوصی زیر نظر دولت یا انحصار خصوصی بدون نظارت دولت باشد . قیمت گذاری در هریک از این شرایط مختلف خواهد بود . در انحصار تحت نطارت دولت به شرکت اجازه می دهد قیمتی را تعیین کند که سود منصفانه ای داشته باشد . شرکت انحصاری بدون رقابت حاضر است قیمتی را تعیین کتد که بازار از عهده پرداخت آن برتمی آید.  

 

 

 

 

بازار کاهی
مقالات

بازارکاهی چیست؟

بازارکاهی چیست؟ آشنایی با انواع De-marketing در بازاریابی

بازارکاهی (De-marketing) یکی از استراتژی‌های مهم و کمتر شناخته‌شده در علم بازاریابی است که برخلاف تصور رایج، هدف آن همیشه افزایش فروش نیست؛ بلکه در برخی شرایط، یک شرکت ممکن است تصمیم بگیرد فروش یک محصول را کاهش دهد، محدود کند یا حتی برای مدتی متوقف سازد.

در نگاه اول شاید کاهش فروش برخلاف اصول بازاریابی به نظر برسد، اما واقعیت این است که شرایط بازار، ظرفیت تولید، منابع سازمان، قوانین دولتی، رفتار مشتریان و حتی اهداف بلندمدت شرکت می‌توانند باعث شوند که کاهش تقاضا بهترین تصمیم بازاریابی باشد.

بازارکاهی چیست؟

بازارکاهی یا De-marketing به مجموعه اقداماتی گفته می‌شود که یک سازمان برای کاهش تقاضا، محدود کردن فروش یا متوقف کردن عرضه یک محصول یا خدمت به کار می‌گیرد.

پرفسور فیلیپ کاتلر، از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان بازاریابی مدرن، بازارکاهی را به‌عنوان رویکردی برای کاهش تقاضا در بخشی از بازار هدف یا کل بازار مطرح کرده است.

بنابراین، بازاریابی همیشه به معنای «فروش بیشتر» نیست. گاهی یک شرکت برای مدیریت بهتر منابع، حفظ کیفیت، رعایت قوانین یا تمرکز بر مشتریان ارزشمندتر، آگاهانه تصمیم می‌گیرد که کمتر بفروشد.

چرا شرکت‌ها از استراتژی بازارکاهی استفاده می‌کنند؟

شرایط کسب‌وکارها همیشه ثابت نیست. ممکن است در یک دوره شرکت نیاز به تبلیغات گسترده و افزایش تقاضا داشته باشد و در دوره‌ای دیگر، افزایش تقاضا برای آن مشکل ایجاد کند.

برای مثال، فرض کنید ظرفیت تولید یک کارخانه محدود است اما تقاضای بازار به شکل ناگهانی افزایش پیدا کرده است. اگر شرکت نتواند پاسخگوی این حجم از تقاضا باشد، ممکن است کیفیت محصولات کاهش پیدا کند یا مشتریان با تأخیر در دریافت سفارش مواجه شوند.

در چنین شرایطی، بازارکاهی می‌تواند به مدیریت تقاضا کمک کند.

همچنین عواملی مانند محدودیت منابع، سیاست‌های دولتی، تغییر استراتژی شرکت، کمبود محصول، هزینه‌های بالا یا تمایل سازمان به تمرکز بر گروه خاصی از مشتریان می‌تواند زمینه‌ساز استفاده از این استراتژی باشد.

انواع بازارکاهی

بازارکاهی را می‌توان در شکل‌های مختلفی مشاهده کرد. سه شکل مهم آن عبارت‌اند از:

۱. بازارکاهی عمومی

بازارکاهی عمومی زمانی اتفاق می‌افتد که هدف سازمان یا نهاد تصمیم‌گیرنده، کاهش سطح تقاضا در یک جامعه، منطقه یا بازار گسترده باشد.

در این حالت ممکن است تقاضا برای خرید محصول همچنان وجود داشته باشد، اما به دلایل مختلف، سیاست کاهش مصرف یا محدودیت عرضه اجرا شود.

برای مثال، در برخی محصولات ممکن است دولت یا نهادهای قانونی برای کنترل مصرف، محدودیت‌هایی ایجاد کند. محصولاتی مانند سیگار، الکل یا برخی داروها می‌توانند در شرایط خاص مشمول محدودیت فروش یا مصرف شوند.

این محدودیت‌ها ممکن است شامل تعیین شرایط سنی برای خرید، محدودیت در تبلیغات، محدودیت در عرضه یا حتی ممنوعیت فروش باشد.

بنابراین در بازارکاهی عمومی، هدف اصلی کاهش تقاضا در مقیاس گسترده‌تر است.

۲. بازارکاهی انتخابی

بازارکاهی انتخابی زمانی استفاده می‌شود که سازمان قصد ندارد فروش خود را برای همه مشتریان کاهش دهد، بلکه تصمیم می‌گیرد تنها به بخش خاصی از بازار خدمت‌رسانی کند.

به عبارت دیگر، شرکت مشخص می‌کند به چه مشتریانی بفروشد و به چه مشتریانی نفروشد.

این نوع بازارکاهی می‌تواند با هدف افزایش رضایت مشتریان وفادار، حفظ کیفیت خدمات یا مدیریت بهتر منابع انجام شود.

برای مثال، تصور کنید صاحب یک مجتمع مسکونی تصمیم بگیرد واحدهای خود را تنها به خانواده‌ها اجاره دهد و به افراد مجرد اجاره ندهد. در این حالت، عرضه برای یک گروه از مشتریان محدود شده، در حالی که امکان ارائه خدمت به گروه دیگری همچنان وجود دارد.

در کسب‌وکارها نیز ممکن است شرکت تصمیم بگیرد تنها روی مشتریان وفادار، مشتریان سازمانی یا بخش خاصی از بازار تمرکز کند.

۳. بازارکاهی صوری

بازارکاهی صوری شکل متفاوتی از بازارکاهی است که در آن کاهش ظاهری عرضه می‌تواند باعث افزایش تمایل مشتریان به خرید شود.

در این روش، ممکن است با ایجاد تصور کمبود، عرضه محصول محدود به نظر برسد و مشتری احساس کند که دستیابی به محصول دشوارتر شده است.

در نتیجه، برخی مشتریان ممکن است نسبت به خرید محصول احساس فوریت بیشتری پیدا کنند.

البته استفاده از روش‌های فریبنده مانند شایعه‌پراکنی یا احتکار مصنوعی می‌تواند از نظر اخلاقی و حتی قانونی مشکل‌ساز باشد. بنابراین کسب‌وکارها باید میان مدیریت هوشمندانه تقاضا و روش‌های غیراخلاقی تفاوت قائل شوند.

بازارکاهی چه تفاوتی با شکست در فروش دارد؟

یکی از نکات مهم در شناخت بازارکاهی این است که آن را با کاهش فروش ناشی از ضعف کسب‌وکار اشتباه نگیریم.

اگر فروش یک شرکت به دلیل کاهش کیفیت، ضعف برند، رقابت شدید یا نارضایتی مشتریان کاهش پیدا کند، لزوماً با بازارکاهی مواجه نیستیم.

در بازارکاهی، کاهش تقاضا یا فروش می‌تواند یک تصمیم آگاهانه و استراتژیک باشد.

یعنی سازمان با بررسی شرایط بازار تصمیم می‌گیرد که چه میزان تقاضا برای آن مناسب است و چگونه باید آن را مدیریت کند.

جمع‌بندی

بازارکاهی یا De-marketing نشان می‌دهد که بازاریابی همیشه درباره افزایش فروش نیست. گاهی یک سازمان برای رسیدن به اهداف بلندمدت خود باید تقاضا را کاهش دهد، فروش را محدود کند یا حتی عرضه یک محصول را متوقف سازد.

بازارکاهی عمومی، بازارکاهی انتخابی و بازارکاهی صوری از شکل‌های مهم این استراتژی هستند که هرکدام کاربرد و شرایط خاص خود را دارند.

شناخت صحیح بازارکاهی برای مدیران بازاریابی، مدیران فروش و فعالان حوزه تحقیقات بازاریابی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تصمیم درست درباره میزان تقاضا می‌تواند به مدیریت منابع، حفظ مشتریان ارزشمند و بهبود عملکرد سازمان کمک کند.

در نهایت باید به خاطر داشته باشیم که یک بازاریاب حرفه‌ای همیشه به دنبال فروش بیشتر نیست؛ بلکه به دنبال ایجاد تعادل درست میان تقاضای بازار و ظرفیت واقعی سازمان است.

download
مقالات

ساختار بازار چیست؟

ساختار بازار چیست؟ راهنمای جامع انواع ساختارهای بازار و کاربرد آن در کسب‌وکار

شاید بارها در تحلیل‌های اقتصادی و گفتگوهای سرمایه‌گذاران شنیده باشید که بررسی «ساختار بازار» نخستین گام ورود به یک کسب‌وکار است. اما به‌راستی ساختار بازار چیست و شناخت آن چگونه مسیر تصمیم‌گیری‌های مالی و استراتژیک را شفاف می‌کند؟

در این مقاله، مفهوم ساختار بازار، دلایل اهمیت آن برای فعالان اقتصادی و انواع هشت‌گانه آن را به زبان ساده و کاربردی بررسی می‌کنیم.

مفهوم ساختار بازار به زبان ساده

ساختار بازار (Market Structure) به ویژگی‌های سازمانی و محیط رقابتی یک صنعت اشاره دارد که نحوه تعامل میان تولیدکنندگان، عرضه‌کنندگان، خریداران و مصرف‌کنندگان را تعیین می‌کند.

به بیانی ساده‌تر، ساختار بازار نشان می‌دهد که:

  • چه تعداد فروشنده و خریدار در یک حوزه فعالیت می‌کنند؟
  • قدرت قیمت‌گذاری دست چه کسانی است؟
  • ورود به این بازار تا چه اندازه آسان یا دشوار است؟
  • محصولات عرضه شده چقدر متمایز یا مشابه‌اند؟

این شاخص‌ها به ما می‌گویند اندازه شرکت‌ها، سهم بازار هر بنگاه و فضای کلی رقابت در یک صنعت چگونه شکل می‌گیرد.

چرا شناخت ساختار بازار برای سرمایه‌گذاران و مدیران حیاتی است؟

تحلیل دقیق ساختار بازار اطلاعات کلیدی زیر را در اختیار فعالان اقتصادی قرار می‌دهد:

  1. سنجش جذابیت و سودآوری صنعت: مشخص می‌کند که آیا ورود سرمایه به این حوزه بازدهی منطقی دارد یا خیر.
  2. شناسایی فرصت‌ها و تهدیدها (SWOT): رفتارهای رقبا و نیازهای پاسخ‌داده‌نشده مشتریان را آشکار می‌سازد.
  3. تعیین سهم بازار و اندازه بهینه شرکت: امکان ارزیابی توان تولید و ظرفیت فروش واقعی را فراهم می‌کند.
  4. انتخاب استراتژی قیمت‌گذاری و بازاریابی: مشخص می‌کند که شرکت باید با کاهش قیمت رقابت کند یا با تمایز در برندینگ و کیفیت.
  5. گشایش بازارهای جدید: مسیرهای نفوذ به بخش‌های دست‌نخورده صنعت را روشن می‌سازد.

بررسی ۸ ساختار ویژه بازار و ویژگی‌های هرکدام

اقتصاددانان و تحلیل‌گران با توجه به شدت رقابت و تعداد بازیگران، صنایع را به ۸ ساختار اصلی تقسیم‌بندی می‌کنند:

[بازار رقابت کامل] ←─────────── (طیف رقابت و انحصار) ───────────→ [بازار انحصار کامل]

۱. رقابت کامل (Perfect Competition)

در این ساختار، تعداد بسیار زیادی خریدار و فروشنده وجود دارند و همه کالایی یکسان و استاندارد عرضه می‌کنند. هیچ شرکتی قدرت تغییر قیمت را ندارد و همه قیمت‌پذیر هستند. ورود و خروج به این بازار کاملاً آزاد و بدون مانع است (مانند بازارهای سنتی محصولات کشاورزی خام).

۲. انحصار کامل (Monopoly)

نقطه مقابل رقابت کامل، انحصار کامل است. در این حالت، تنها یک تولیدکننده کل تقاضای بازار را تأمین می‌کند و موانع ورود رقبای جدید بسیار سخت است. تعیین‌کننده اصلی قیمت خود انحصارگر است (مانند شرکت‌های دولتی توزیع آب و برق).

۳. رقابت شبه‌انحصاری یا رقابت انحصاری (Monopolistic Competition)

در بازار رقابت انحصاری، فروشندگان پرشمار کالاهایی مشابه اما متمایز (از نظر کیفیت، بسته‌بندی، برند یا خدمات) ارائه می‌دهند. بنگاه‌ها در این فضا تا حدی آزادی در تعیین قیمت دارند (مانند صنعت رستوران‌داری یا تولید پوشاک).

۴. انحصار چندجانبه یا الیگوپولی (Oligopoly)

در این بازار، تعداد انگشت‌شماری شرکت بزرگ بخش عمده عرضه را کنترل می‌کنند. تصمیم یک شرکت در مورد قیمت و تیراژ تولید، مستقیماً بر رفتار سایر رقبا اثر می‌گذارد (مانند صنعت خودروسازی یا اپراتورهای تلفن همراه).

۵. انحصار دوگانه یا دواوپولی (Duopoly)

این بازار شکل خاصی از الیگوپولی است که در آن تنها دو بازیگر قدرتمند کل یا بخش اعظم سهم بازار را در دست دارند و مستقیماً با یکدیگر رقابت می‌کنند (مانند رقابت بوئینگ و ایرباس در هواپیماسازی مسافربری).

۶. انحصار خرید یا مونوپسونی (Monopsony)

در حالی که انحصار فروش به سمت عرضه مربوط می‌شود، مونوپسونی مربوط به سمت تقاضاست. در این وضعیت، خریداران متعددی وجود ندارند، بلکه فقط یک خریدار بزرگ در برابر تعداد زیادی فروشنده قرار دارد (مانند خرید انحصاری برگ سبز چای توسط دولت یا تجهیزات نظامی توسط ارتش).

۷. انحصار دوجانبه (Bilateral Monopoly)

وضعیتی که در آن تنها یک فروشنده و فقط یک خریدار در بازار حضور دارند. در این حالت قیمت نهایی بر اساس قدرت چانه‌زنی و مذاکره مستقیم طرفین تعیین می‌شود.

۸. انحصار ناقص (Imperfect Competition)

هر ساختاری که از شرایط ایده‌آل رقابت کامل فاصله بگیرد و به تولیدکنندگان امکان دستکاری قیمت بدهد، در دسته بازارهای ناقص قرار می‌گیرد. در این بازارها شفافیت کامل اطلاعات وجود ندارد و تفاوت کیفیت مبنای رقابت است.

استراتژی کسب‌وکار در ساختارهای گوناگون بازار

هر ساختار بازار رفتار، قوانین بازی و استراتژی خاص خود را می‌طلبد:

  • در بازارهای به شدت رقابتی: شرکت‌ها باید بر کاهش هزینه‌های تمام‌شده و افزایش بهره‌وری تمرکز کنند.
  • در بازارهای الیگوپولی و انحصاری: تمرکز اصلی باید بر تمایز برند، تبلیغات، خدمات پس از فروش و ایجاد وفاداری مشتری باشد.

جمع‌بندی

شناخت ساختار بازار چارچوبی علمی به مدیران، کارآفرینان و تحلیل‌گران مالی می‌دهد تا محیط اقتصادی را با دقت بسنجند. پیش از سرمایه‌گذاری یا توسعه محصول، شناخت جایگاه صنعت میان ۸ ساختار معرفی‌شده تضمین می‌کند که منابع سازمانی در مسیر سودآورترین استراتژی هدایت شوند.

تعیین جایگاه محصول
مقالات

راهنمای جامع تعیین جایگاه محصول و بررسی ویژگی‌های خدمات رقبا

تعیین جایگاه محصول (Product Positioning)؛ تسخیر ذهن و قلب مخاطب هدف

تعیین جایگاه محصول فرایندی استراتژیک است که مشخص می‌کند کالای شما چه جایگاه متمایز و ویژه‌ای در ادراک مشتریان نسبت به سایر گزینه‌های موجود در بازار دارد. این مفهوم صرفاً یک شعار تبلیغاتی نیست، بلکه هویت بنیادین، ارزش پیشنهادی منحصربه‌فرد (UVP) و دلیل اصلی انتخاب شما از سوی خریدار است.

برای پیاده‌سازی اصولی تعیین جایگاه محصول، باید چند رکن حیاتی را مدنظر قرار داد:

  1. شناخت عمیق پرسونای مخاطب: باید بدانید مشتری نهایی چه دغدغه‌ها، نیازها و آرزوهایی دارد. محصول شما کدام گره از زندگی او را باز می‌کند؟
  2. شفاف‌سازی گزاره ارزش (Value Proposition): مرز تمایز شما چیست؟ آیا بر روی سرعت بالا، قیمت اقتصادی، دوام استثنایی یا خدمات پس از فروش صمیمانه تمرکز کرده‌اید؟
  3. ترسیم نقشه ادراکی بازار (Perceptual Mapping): با ترسیم این نمودار متوجه می‌شوید که از دید مخاطبان، برند شما در مقایسه با رقبا از نظر دو متغیر مهم (مانند قیمت و کیفیت) در چه نقطه‌ای ایستاده است.

هنگامی که جایگاه محصول به درستی تعریف شود، تمام فعالیت‌های تبلیغاتی، استراتژی‌های فروش و تولید محتوا هم‌راستا شده و پیام برند با نهایت وضوح به مخاطب منتقل می‌گردد.

تعیین ویژگی اصلی محصولات و خدمات رقبا؛ رمزگشایی از نقاط قوت و ضعف بازار

برای خلق یک ارزش ماندگار، نمی‌توان چشم را بر فعالیت دیگر فعالان حوزه کاری بست. تعیین ویژگی اصلی محصولات و خدمات رقبا به شما امکان می‌دهد تا پویایی بازار را ارزیابی کرده و شکاف‌های موجود را شناسایی کنید. وقتی ویژگی‌های اساسی حریفان تجاری را بررسی می‌کنید، متوجه می‌شوید کدام نیازهای مشتریان بدون پاسخ مانده و کجا می‌توان نوآوری خلق کرد.

در فرآیند تحلیل و تعیین ویژگی محصولات رقبا، مراحل زیر را در اولویت قرار دهید:

  • کالبدشکافی ارزش‌های محوری رقیب: دریابید چه قابلیتی باعث جذب مشتریان به سمت محصولات رقیب می‌شود. آیا رابط کاربری ساده‌تری دارند یا پشتیبانی ۲۴ ساعته ارائه می‌دهند؟
  • بررسی بازخوردها و نظرات مشتریان: صفحات اجتماعی، دیدگاه‌های کاربران و تالارهای گفت‌وگو بهترین بستر برای درک نارضایتی‌ها و انتظارات برآورده‌نشده از خدمات رقبا هستند.
  • شناسایی نقاط کور و فرصت‌های خالی: هر جا رقیب شما کم‌کاری کند یا ویژگی خاصی را نادیده بگیرد، همان‌جا فرصت طلایی شما برای تبدیل‌شدن به انتخاب اول مشتری است.

ایجاد هم‌افزایی: اتصال جایگاه‌سازی به تحلیل رقابتی

ارتباط این دو گام کاملاً پیوسته است؛ شما بدون شناخت رقبا نمی‌توانید جایگاه درستی برای خود انتخاب کنید و بدون داشتن جایگاهی مشخص، شناخت رقبا فایده‌ای نخواهد داشت. با ادغام این دو رویکرد:

  • از رقابت فرسایشی بر سر قیمت فاصله می‌گیرید و بر ارزش‌آفرینی تمرکز می‌کنید.
  • بودجه بازاریابی خود را صرفاً روی ویژگی‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنید که برای مشتری اهمیت واقعی دارند.
  • امکان طراحی کمپین‌های تبلیغاتی دقیق و اثربخش با نرخ بازگشت سرمایه (ROI) بالا را به دست می‌آورید.

جمع‌بندی

تسلط بر بازار نیازمند هوشمندی، تحلیل مداوم و انعطاف‌پذیری است. با تعیین جایگاه محصول به شکلی دقیق و اصولی، تصویری شفاف و غیرقابل‌حذف در ذهن مشتریان می‌سازید؛ هم‌زمان با تعیین ویژگی اصلی محصولات و خدمات رقبا، از غافلگیری در بازار جلوگیری کرده و همواره یک گام جلوتر از جریان رقابت حرکت خواهید کرد. این دو گام زیربنای اصلی رشد پایدار و افزایش سهم بازار در هر کسب‌وکاری هستند.

مشتری ناراضی
مقالات

واکنش مشتریان در شرایط نارضایتی

از آنجا که مصرف کنندگان ، نارضایتی خود را به دوستان و آشنایان اعلام می کنند . بروز نارضایتی می تواند منجر به از دست رفتن فروش های آینده شرکت به مصرف کننده و همه افراد مرتبط با وی گردد.

زمانی که مصرف کننده ناراضی است مناسب ترین پیامد برای شرکت آن است که فرد نارضایتی خود را منتقل کند . این نارضایتی درباره مشکلات موجود به شرکت هشدار می دهد تا اصلاحات لازم را انجام دهد.

 

اما در اینجا می خواهیم گزینه های اصلی که پیش روی مصرف کننده ناراضی وجود دارد را مطرح نماییم.

درحالت نارضایتی مصرف کننده دو اقدام می تواند انجام دهد : ۱-بروز واکنش   ۲-عدم بروز واکنش

عکس العمل مشتریان در شرایط بروز واکنش نارضایتی به اشکال زیر می باشد :

۱- مصرف کننده از  تولید کننده یا فروشنده شکایت می کند .

۲-عدم خرید محصولات و خدمات از فروشگاه

۳-تبلیغات دهان به دهان منفی

۴-شکایت کردن به نهادهای خصوصی یا دولتی

۵-انجام قعالیت های قانونی و حقوقی واکنش به نارضایتی

۶-تبلیغات منفی در شبکه های اجتماعی

 

 

اما اگر مشتری ناراضی از خود واکنشی بروز نشان ندهد نگرش منفی و نامناسب نسبت به کالا و خدمات تولید کننده یا فروشنده پیدا خواهد کرد.

بازاریابان باید تلاش نمایند که نارضایتی مصرف کنندگان را به حداقل برسانند و درصدی از نارضایتی ایجاد شده را به شکلی موثر حل کنند.

 

 

مشاوره آنلاین