حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی بازاریابی، مربی برند، طراح سیستم‌های فروش
مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

برچسب: مربی برند

مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

برچسب: مربی برند

اگاهی از برند
برند

مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

در دنیای پررقابت امروز، موفقیت یک کسب‌وکار به شدت به میزان شناخته‌شدن آن در بازار بستگی دارد. مفهومی که در بازاریابی از آن با عنوان آگاهی از برند (Brand Awareness) یاد می‌شود. اما آیا می‌دانید داشتن یک نام تجاری آشنا چه ارزش‌هایی برای شرکت شما خلق می‌کند؟

بر اساس نظریه‌های مطرح‌شده در کتاب معتبر «مدیریت استراتژیک برند» اثر کوین لین کلر (با ترجمه عطیه بطحایی)، مزایای ایجاد سطح بالای آگاهی از نام تجاری در ذهن مخاطبان و مصرف‌کنندگان، به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند: مزیت‌های یادگیری، مزیت‌های تأمل و مزیت‌های انتخاب.

در ادامه، هر یک از این مزیت‌ها را به‌دقت بررسی می‌کنیم تا نقش کلیدی آن‌ها را در استراتژی بازاریابی و فروش بیشتر درک کنید.

۱. مزیت‌های ناشی از یادگیری (تأثیر بر تصویر ذهنی و تداعیات)

نخستین و شاید زیربنایی‌ترین مزیت آگاهی از برند، تأثیر عمیق آن بر روند یادگیری و ساختار حافظه مشتری است. آگاهی بالا، ساختار شکل‌گیری و قدرت تداعیات ذهنی را تحت‌تأثیر قرار داده و مستقیماً بر تصویر ذهنی (Brand Image) مصرف‌کننده اثر می‌گذارد.

برای ساخت یک تصویر ذهنی مثبت و ماندگار، بازاریابان باید پیش از هر اقدامی، یک «گره اطلاعاتی» یا پیوند معنایی محکم در حافظه مخاطب هدف ایجاد کنند. اگر عناصر هویت برند (مانند لوگو، شعار، رنگ سازمانی و نام تجاری) به درستی و هوشمندانه انتخاب شده باشند، این فرآیند یادگیری به ساده‌ترین شکل ممکن در ذهن خریدار شکل می‌گیرد و ماندگاری نام شما را تضمین می‌کند.

۲. مزیت‌های ناشی از تأمل (قرار گرفتن در سبد گزینه‌های مصرف‌کننده)

دومین مزیت مهم، تأثیر آگاهی از برند بر فرآیند تفکر، ارزیابی و تأمل خریدار هنگام خرید است.

مصرف‌کنندگان برای اینکه بتوانند نیازهای خود را به بهترین شکل ارضا کنند، باید در هنگام خرید به نام‌های تجاری توجه ویژه داشته باشند. ارتقای سطح شناخت مشتری از برند، احتمال قرار گرفتن آن نام تجاری را در «مجموعه برندهای مورد تأمل» (Consideration Set) فرد به‌شدت افزایش می‌دهد.

تحقیقات بازار نشان می‌دهند که خریداران امروزی به ندرت فقط به یک برند خاص وفادار می‌مانند؛ بلکه آن‌ها همیشه مجموعه‌ای از چند گزینه آشنا را در ذهن خود دسته‌بندی و مقایسه می‌کنند. هرچه آگاهی از برند شما بیشتر باشد، شانس حضور شما در این سبد گزینه‌ها بالاتر خواهد رفت.

۳. مزیت‌های ناشی از انتخاب (تصمیم‌گیری سریع و کم‌دردسر)

سومین دسته از مزایا، مستقیماً به لحظه خرید و تصمیم‌گیری نهایی مربوط می‌شود. مشتریان در بسیاری از موقعیت‌های خرید، ترجیح می‌دهند وقت خود را تلف نکنند و فقط به سراغ برندهای آشنا، معتبر و مطمئن بروند.

بر این اساس، در شرایطی که فرآیند خرید با میزان درگیری ذهنی اندکی همراه است (مانند خریدهای روزمره یا سریع)، داشتن حداقلِ سطح آگاهی از برند برای ترغیب مشتری به انتخاب محصول کاملاً کافی است؛ حتی اگر فرد هنوز نگرش عمیق یا احساس خاصی نسبت به آن نداشته باشد، صرفِ آشنا بودن نام تجاری، کفه ترازو را به سمت خرید محصول شما سنگین می‌کند.

نتیجه‌گیری

سرمایه‌گذاری روی افزایش آگاهی از برند، هزینه‌کردِ بی‌هدف نیست، بلکه یک استراتژی قدرتمند برای تسخیر ذهن و بازار است. با تقویت این سه مزیت حیاتی (یادگیری، تأمل و انتخاب)، می‌توانید جایگاه کسب‌وکار خود را در بازار تثبیت کرده و مسیر رشد فروش و وفاداری مشتریان را هموارتر سازید.

فسلفه برند
برند

فلسفه برند چیست؟ راهنمای کشف جوهره، هویت و جایگاه استراتژیک برند

فلسفه برند چیست؟ قطب‌نمای استراتژیک هویت و جایگاه سازمان

در بازارهای فوق‌رقابتی امروز که ذهن مصرف‌کننده با انبوهی از پیام‌های تبلیغاتی بمباران می‌شود، برندهایی ماندگار خواهند بود که معنایی فراتر از یک کالا یا خدمت صرف ارائه دهند. استراتژیست‌های ارشد بازار برای برانگیختن عمیق‌ترین واکنش‌های احساسی و رفتاری در مخاطبان، چارچوبی بنیادین به نام فلسفه برند (Brand Philosophy) تدوین می‌کنند.

فلسفه برند عبارتی کوتاه، اثرگذار و در عین حال ساده است (معمولاً متشکل از سه تا پنج واژه کلیدی) که قلب تپنده و روح اصیل برند را مجسم می‌کند. این مفهوم عصاره هویت سازمان را بازتاب می‌دهد و جایگاه تثبیت‌شده آن را در ذهن بازار تعیین می‌سازد.

تجلی تعهد اصلی برند؛ هم‌راستایی درونی و بیرونی

در هسته مرکزی هر کسب‌وکار موفق، فلسفه برند نماینده «تعهد خدشه‌ناپذیر سازمان به مشتریان» است. هدف محوری از طراحی این ساختار، ایجاد وحدت رویه ادراکی میان تمامی ذی‌نفعان است؛ به گونه‌ای که:

  • پرسنل و تیم‌های داخلی: درک شفاف و شهودی از چیستی و چرایی مأموریت شرکت پیدا کنند و رفتارهای شغلی، نحوه مکالمه و تصمیم‌گیری‌های روزمره‌شان تجلی عینی این بینش باشد.
  • شرکای تجاری و آژانس‌های همکار: استراتژی‌ها، ارتباطات یکپارچه و لحن تعامل با مشتری را دقیقاً منطبق بر مدار همین فلسفه تنظیم نمایند.

زمانی که این توازن برقرار شود، مخاطب پیام برند را نه به صورت مجموعه‌ای از وعده‌های تصادفی، بلکه به عنوان هویتی واحد و قابل اعتماد لمس خواهد کرد.

ابزار چندمنظوره برای تمایز محصول و شیوه عرضه

قدرت بنیادین فلسفه برند در انعطاف‌پذیری ارتباطی آن نهفته است. این مؤلفه نه‌تنها چرایی موجودیت سازمان را به روشن‌ترین شکل بازگو می‌کند، بلکه به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر ۴ مؤلفه کلیدی اثر می‌گذارد:

۱. توسعه محصول: محصول جدید باید دقیقاً با باورهای زیربنایی برند هم‌خوان باشد.

۲. لحن و پیام تبلیغات: کمپین‌ها حول محور معنایی برند شکل می‌گیرند، نه فقط ویژگی‌های فنی کالا.

۳. کانال‌های توزیع و نقاط تماس: فروشگاه، وب‌سایت یا محل عرضه باید بازتاب‌دهنده شأن فلسفه تدوین‌شده باشند.

۴. روایت‌گری سازمانی: توجیه استراتژی‌ها و تغییرات کلیدی برای بازار به ساده‌ترین شیوه ممکن رقم می‌خورد.

فیلتر ذهنی سازمان در برابر خطاهای بازاریابی

یکی از کارکردهای حیاتی فلسفه برند، ایفای نقش به عنوان یک «فیلتر تصمیم‌گیری سخت‌گیرانه» است. در مسیر رشد کسب‌وکار، فرصت‌های متعدد اما گمراه‌کننده‌ای پیش می‌آید که ممکن است در کوتاه‌مدت سودآور باشند، ولی در بلندمدت ادراک عمومی از برند را مخدوش سازند.

یک فلسفه برند شفاف مانند صافی عمل می‌کند:

  • برنامه‌های ترویجی ناسازگار با شأن برند را بلافاصله حذف و خنثی می‌سازد؛
  • فعالیت‌هایی را که به هویت بصری و ذهنی برند صدمه می‌زنند از راهکارهای هم‌افزا جدا می‌کند؛
  • ضامن پایداری سرمایه ویژه برند (Brand Equity) در طول زمان می‌گردد.

خلق تصویری یکپارچه در ناخودآگاه مصرف‌کننده

انسجام ادراکی، رمز اصلی تمایز در تجارت است. با پیاده‌سازی اصولی فلسفه برند، هر بار که مشتری با نشان تجاری، محتوای شبکه‌های اجتماعی، بسته‌بندی یا کارشناسان خدمات پس از فروش مواجه می‌شود، داده‌های دریافتی او هماهنگ و تقویت‌کننده تجارب پیشین خواهند بود.

این همگرایی حاصل کلمات، گفتار و رفتارهای روزمره تمامی ارکان سازمان است که در نهایت، جایگاهی بی‌بدیل و تسخیرناپذیر برای برند خلق می‌کند.

جمع‌بندی

تدوین هوشمندانه فلسفه برند صرفاً یک شعار تبلیغاتی جذاب نیست؛ بلکه سندی راهبردی برای جهت‌دهی به فرهنگ سازمانی، سیاست‌های فروش و نحوه تعامل با جامعه است. برندی که فلسفه وجودی خود را دقیق بشناسد، به سادگی از تله رقابت قیمتی رها شده و مشتریانی وفادار، همراه و مبلّغ به دست خواهد آورد.

ریبرندینگ
برند

ریبرندینگ چیست؟

ریبرندینگ؛ نقشه راه احیای برند و بازگشت به بازار

خروجی‌های حاصل از ارزیابی و پایش مستمر بازار، اغلب مدیران را به سمت تصمیم‌گیری برای ریبرندینگ یا همان احیای برند سوق می‌دهد. شما باید بپذیرید که تغییر در ذائقه و اولویت‌های مشتریان در گذر زمان امری اجتناب‌ناپذیر است. بازارهای امروز درگیر تغییرات مداوم هستند؛ رقبا با سرعت وارد بازار می‌شوند و فناوری‌های نوین، مدل‌های کسب‌وکار قدیمی را از رده خارج می‌کنند. فراموش نکنید که هر برندی در هر ابعادی، تحت تأثیر این تغییرات قرار می‌گیرد.

چرا بسیاری از رهبران بازار سقوط می‌کنند؟

اگر نگاهی به تاریخ تجارت بیندازید، نام‌های تجاری بزرگی را می‌بینید که روزگاری رهبر بلامنازع بازار بودند، اما امروزه یا در شرایطی سخت دست‌ و پنجه نرم می‌کنند و یا به‌طور کامل از صحنه رقابت محو شده‌اند. چرا چنین اتفاقی رخ می‌دهد؟ پاسخ ساده است: آن‌ها نتوانستند با تغییرات همگام شوند. با این حال، برخی نام‌های تجاری قدیمی با درایت و هوشمندی دوباره به صدر بازار برمی‌گردند. اما برای اینکه یک برند بتواند این مسیر دشوار را با موفقیت طی کند، باید اصول احیای برند را به‌درستی اجرا کند.

ارزیابی وضعیت برند: گام اول در مسیر احیا

نخستین نکته‌ای که تیم‌های مدیریتی باید هنگام احیای برند به آن دقت کنند، ریشه‌یابی ارزش‌هاست. شما باید از خودتان بپرسید:

  • آیا ما می‌توانیم منابعی که در گذشته برایمان ارزش‌آفرینی کرده‌اند را شناسایی و دوباره از آن‌ها بهره‌برداری کنیم؟
  • آیا مزیت رقابتی و ویژگی‌های مثبت برند ما هنوز قدرت گذشته را دارند یا دچار فرسایش شده‌اند؟
  • آیا در ذهن مشتریان، تصورات منفی و نادرستی نسبت به برند ما شکل گرفته است؟

پاسخ به این سوالات حیاتی را تنها با انجام تحقیقات کمی و کیفی بازار به دست می‌آورید. حدس و گمان در ریبرندینگ، به معنای شکست قطعی است. شما باید داده‌ها را تحلیل کنید تا بفهمید مشتری دقیقاً چه نگاهی به شما دارد.

دو راهکار استراتژیک برای احیای برند

بعد از تحلیل داده‌ها، شما با دو مسیر اصلی روبه‌رو هستید:

۱. بازگشت به موضع قبلی: در این حالت، شما متوجه می‌شوید که ریشه‌های اصلی برند هنوز در ذهن مشتری قوی هستند و تنها به دلیل اشتباهات اجرایی، از آن‌ها فاصله گرفته‌اید. در اینجا باید به هویت اصلی خود برگردید.

۲. طراحی موضع جدید: اگر متوجه شدید که جایگاه قبلی دیگر جذابیت ندارد یا رقبا آن فضا را پر کرده‌اند، باید موضع کاملاً جدیدی برای نام تجاری خود طراحی کنید.

گاهی اوقات، برنامه‌های بازاریابی نادرست در گذشته و عدم پایبندی شرکت به تعهداتش، منبع اصلی مشکلات فعلی برند هستند. در این موارد، بازگشت به موضع قبلی نتیجه‌ای جز شکست ندارد و شرکت باید با شهامت، مسیر و موضع جدیدی را برای آینده ترسیم کند.

استراتژی‌های ترکیبی و پیوستار احیای برند

به‌طور خلاصه، استراتژی‌های احیای برند روی یک پیوستار قرار دارند. در یک سمت این طیف، «استراتژی بازگشت به موضع قبلی» و در سمت دیگر «استراتژی تغییر موضع» قرار می‌گیرند. بسیاری از شرکت‌های هوشمند، استراتژی‌های ترکیبی را انتخاب می‌کنند تا هم وفاداری مشتریان قدیمی را حفظ کنند و هم مخاطبان جدیدی را جذب نمایند.

علاوه بر تمامی موارد ذکر شده، امروزه اکثر کمپین‌های موفق احیای نام تجاری با یک تغییر ملموس یا بهبود در کیفیت محصول آغاز می‌شوند. تبلیغات بدون پشتوانه محصول باکیفیت، تنها هزینه اضافه است. مشتریان زمانی به برند شما اعتماد می‌کنند که تغییرات مثبت را در محصول تجربه کنند. بنابراین، ریبرندینگ را نه صرفاً یک تغییر ظاهری، بلکه یک تحول بنیادین در ارائه ارزش به مشتری بدانید و با برنامه‌ریزی دقیق، جایگاه از دست رفته خود را دوباره در بازار تثبیت کنید.

به یاد داشته باشید که در مسیر ریبرندینگ، جسارت در تغییر و دقت در تحلیل، دو بال پرواز شما به سمت موفقیت دوباره هستند.

ارتباطات بازاریابی
مقالات

ارتباطات بازاریابی چیست؟

ارتباطات بازاریابی چیست؟

در دنیای بازاریابی، شرکت‌ها از طریق ارتباطات بازاریابی با مشتریان خود ارتباط برقرار می‌کنند. این ارتباطات ابزارهای متنوعی دارند؛ از جمله آگهی تجاری، نیروی فروش، روابط عمومی، پیشبرد فروش، بازاریابی مستقیم و بازاریابی تعاملی. در واقع، هر پیامی که یک شرکت به محیط بیرون از سازمان ارسال می‌کند، بخشی از این فرآیند به‌حساب می‌آید.

طراحی یک استراتژی ارتباطی مؤثر، نیازمند پاسخ روشن به چند سؤال کلیدی است. در ادامه، این سؤالات را یک‌به‌یک بررسی می‌کنیم.

مخاطب اصلی ما چه کسی است؟

پیش از هر اقدامی، باید مخاطب دقیق خود را بشناسیم. بسیاری از پیام‌های بازاریابی، مستقیماً بازار هدف را نشانه می‌گیرند. اما برخی پیام‌های دیگر، افراد و جوامعی را هدف قرار می‌دهند که بر تصمیم بازار هدف تأثیر می‌گذارند. شرکت‌ها می‌توانند هر دو گروه را همزمان انتخاب کنند و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند.

چه تأثیری روی مشتریان هدف می‌خواهیم بگذاریم؟

مهم‌ترین هدف تبلیغات و سایر ابزارهای ارتباطات بازاریابی، افزایش فروش است؛ بهتر است این واقعیت را صادقانه بپذیریم. البته این هدف معمولاً به‌صورت غیرمستقیم دنبال می‌شود. شرکت‌ها معمولاً می‌خواهند مشتریان یک واقعیت مشخص درباره محصول یا خدمات یاد بگیرند. آن‌ها همچنین تلاش می‌کنند مشتریان را به جستجوی بیشتر، علاقه‌مندی به محصول، توصیه آن به دیگران و در نهایت خرید و استفاده ترغیب کنند.

چه نوع پیامی بیشترین تأثیر را دارد؟

برای انتخاب نوع پیام، بهتر است موقعیت، فرصت‌ها و شرایط بازار را در نظر بگیریم. طراحی یک پیام مؤثر، نیازمند درک عمیق مفاهیم، کلمات و نمادهایی است که در ذهن مخاطب هدف شکل گرفته‌اند. علاوه بر این، شناخت دقیق فرآیند ادراکی مخاطبان نیز اهمیت زیادی دارد؛ یعنی باید بدانیم آن‌ها اطلاعات را چگونه دریافت، پردازش و تفسیر می‌کنند.

از چه رسانه و شیوه‌ای برای دسترسی به مخاطبان استفاده کنیم؟

انتخاب رسانه مناسب، دو بعد اصلی دارد. نخست باید بدانیم کدام ابزار، بهترین دسترسی را به مخاطبان هدف ما می‌دهد. دوم باید بررسی کنیم هر ابزار تبلیغاتی، مانند آگهی تجاری، فروش شخصی، روابط عمومی یا بسته‌بندی، چه تأثیری بر تصویر ذهنی برند شرکت می‌گذارد. ترکیب درست این دو بعد، ما را به انتخاب رسانه‌ای مناسب می‌رساند.

چه زمانی برای برقراری ارتباط مناسب است؟

زمان‌بندی درست، تأثیر پیام را چند برابر می‌کند. برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید فرآیند تصمیم‌گیری مخاطبان هدف خود را بررسی کنیم. سپس، بر اساس این تحقیق، بهترین زمان را برای برقراری ارتباط با آن‌ها انتخاب می‌کنیم. این زمان‌بندی می‌تواند تأثیر پیام بازاریابی را به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

کلام آخر

 

 

 

 

 

 

 

طراحی یک استراتژی ارتباطات بازاریابی موفق، فرآیندی چندمرحله‌ای است. شرکت‌ها باید مخاطب را به‌درستی بشناسند، هدف تأثیرگذاری خود را مشخص کنند، پیام مناسب را طراحی کنند، رسانه درست را انتخاب کنند و زمان‌بندی مناسبی برای ارسال پیام در نظر بگیرند. رعایت این اصول، احتمال موفقیت کمپین‌های بازاریابی را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد.

تبلیغات آنلاین
مقالات

تبلیغات آنلاین چیست؟

تبلیغات آنلاین چیست؟ انواع، کاربردها و آینده آن در بازاریابی دیجیتال

امروزه مصرف‌کنندگان زمان زیادی را در اینترنت می‌گذرانند. همین موضوع، تبلیغات آنلاین را به یکی از مهم‌ترین ابزارهای ارتباط با مخاطب تبدیل کرده است. بسیاری از کسب‌وکارها بخش بزرگی از بودجه بازاریابی خود را به تبلیغات برخط اختصاص می‌دهند. هدف اصلی آن‌ها، جذب کاربر بیشتر به سمت وب‌سایت یا فروشگاه اینترنتی است. در این مطلب، انواع اصلی تبلیغات آنلاین را بررسی می‌کنیم. همچنین جایگاه هر کدام در استراتژی بازاریابی دیجیتال را توضیح می‌دهیم.

آگهی‌های نمایشی؛ رایج‌ترین قالب تبلیغات برخط

آگهی‌های نمایشی، پرکاربردترین نوع تبلیغات اینترنتی هستند. این آگهی‌ها معمولاً به شکل بنرهای مستطیلی طراحی می‌شوند. آن‌ها را می‌توان در بالا، پایین، کنار یا وسط صفحات وب دید. این تبلیغات در جایگاه‌های مختلف یک صفحه ظاهر می‌شوند. به همین دلیل، دیده‌شدن بالایی برای کاربر ایجاد می‌کنند. از این رو، همچنان جزو انتخاب اول تبلیغ‌کنندگان هستند. طراحی گرافیکی جذاب یک عامل کلیدی موفقیت است. هماهنگی رنگ با هویت بصری برند نیز اهمیت زیادی دارد.

آگهی‌های میان‌برنامه‌ای و تأثیر آن بر تجربه کاربری

نوع دیگری از تبلیغات که هنگام جابه‌جایی میان صفحات یک سایت یا در لحظه بارگذاری محتوا نمایان می‌شود، آگهی‌های میان‌برنامه‌ای نام دارد. این آگهی‌ها معمولاً به‌صورت خودکار و در بازه‌ای کوتاه ظاهر می‌شوند؛ به همین دلیل طراحان وب باید زمان‌بندی نمایش آن‌ها را با دقت تنظیم کنند تا رضایت و تجربه کاربری کاهش نیابد.

پنجره‌های ناخواسته و راهکارهای جایگزین

پنجره‌های تبلیغاتی که به‌طور ناگهانی روی صفحه در حال مشاهده باز می‌شوند، از قدیمی‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین شیوه‌های تبلیغ برخط هستند. تکرار زیاد این قالب اغلب باعث دلخوری کاربران می‌شود؛ از این رو بسیاری از تبلیغ‌دهندگان به سراغ فرمت جایگزینی به نام «پاپ‌آندر» رفته‌اند که در پشت صفحه فعلی باز می‌شود و مزاحمت کمتری برای کاربر به همراه دارد. با گسترش دسترسی مردم به اینترنت پرسرعت، شمار زیادی از شرکت‌ها نیز به سمت تولید آگهی‌های چندرسانه‌ای حرکت کرده‌اند؛ فرمت‌هایی که ترکیبی از تصاویر متحرک، ویدئو، صدا و امکانات تعاملی را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند و تعامل بیشتری با کاربر برقرار می‌کنند.

تبلیغات جست‌وجومحور (تبلیغات زمینه‌ای)

یکی از حوزه‌هایی که در سال‌های اخیر رشد چشمگیری داشته، تبلیغات مبتنی بر نتایج موتورهای جست‌وجو مانند گوگل و یاهو است. این آگهی‌ها معمولاً به شکل متنی و همراه با لینک، در کنار یا بالای نتایج جست‌وجو نمایش داده می‌شوند و ابزار کارآمدی برای اتصال مصرف‌کنندگان به سایر فعالیت‌های ترویجی برند محسوب می‌شوند. مزیت اصلی این نوع تبلیغ، هدفمندی بالای آن است؛ چراکه محتوای آگهی دقیقاً بر پایه عبارتی که کاربر جست‌وجو کرده طراحی می‌شود و همین ویژگی، نرخ تبدیل بالاتری نسبت به بسیاری از روش‌های دیگر تبلیغاتی به همراه دارد.

سایر روش‌های ترویج برخط

فراتر از انواع آگهی‌های یادشده، فعالیت‌های دیگری نیز در حوزه بازاریابی دیجیتال جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده‌اند؛ از جمله محتوای حمایت‌شده، برنامه‌های همکاری در فروش (افیلیت مارکتینگ) و بازاریابی ویروسی. در برنامه‌های همکاری در فروش، دو یا چند کسب‌وکار – چه برخط و چه سنتی – با یکدیگر همکاری می‌کنند تا محصولات یا خدمات یکدیگر را به مخاطبان معرفی کنند و از این مسیر، هر دو طرف از گسترش دامنه مخاطبان خود بهره می‌برند. بازاریابی ویروسی نیز با تکیه بر انتشار سریع و خودجوش محتوا میان کاربران، امکان دستیابی به مخاطبان گسترده را با هزینه نسبتاً پایین فراهم می‌آورد.

چشم‌انداز آینده تبلیغات آنلاین

هرچند سهم تبلیغات برخط هنوز در مقایسه با کل بودجه بازاریابی و تبلیغاتی بیشتر شرکت‌ها رقم کوچکی محسوب می‌شود، روند رشد آن با سرعت قابل‌توجهی ادامه دارد. تبلیغات آنلاین به‌عنوان مکمل سایر ابزارهای بازاریابی، نقشی روزافزون در آمیخته بازاریابی برندها ایفا می‌کند و پیش‌بینی می‌شود در سال‌های پیش رو، جایگاه پررنگ‌تری در استراتژی تبلیغاتی کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ پیدا کند. کسب‌وکارهایی که از هم‌اکنون ترکیب مناسبی از این ابزارها را در برنامه بازاریابی خود جای دهند، از مزیت رقابتی پایداری در فضای دیجیتال برخوردار خواهند شد.

ارزش پیشنهادی
مقالات

ارزش پیشنهادی

ارزش پیشنهادی دلیل ترجیح یک شرکت نسبت به سایر شرکت ها توسط مشتریان است . هر ارزش پیشنهادی متشکل از بسته های منتخب از محصولات و یا خدمات است که نیازهای یک بخش خاص از مشتریان را برآورده می نماید.

بنابراین ارزش پیشنهادی ، مجموعه ای از منافع است که شرکت به مشتریان پیشنهاد می کند.

بعضی از ارزش های پیشنهادی نوآورانه بوده و پیشنهادی جدید، متمایز و جهشی محسوب می شوند برخی هم ممکن است شبیه به پیشنهادهای کنونی بازار بوده اما دارای ویژگی ها و تمایزات اضافی برای آن ها باشند.

 

 

ارزش پیشنهادی ترکیبی متمایز از عناصری است که نیازهای مشتریان را برآورده کرده و از این طریق خلق ارزش می کند . ارزش ها یا کیفی هستند یا کمی .

برای مثال:

تازگی :

برخی از ارزش های پیشنهادهای ، مجموعه کاملا جدیدی از نیازهایی را برآورده می کنند که قبلا به علت عدم وجود پیشنهاد مشابه درک نشده بودند.

 

عملکرد :

بطور سنتی بهبود عملکرد محصول یا خدمت راهی متداول برای ارزش آفرینی است .

 

 

سفارشی سازی :

سازگار نمودن  محصولات و خدمات با نیازهای شخصی بخش خاصی از مشتریان باعث ارزش آفرینی می شود.

 

قیمت :

یک راه متداول برای برآوردن نیازهای بخش های مشتری حساس به قیمت ، پیشنهادهای مشابه به قیمت کمتر است .

 

 

 

برکرفته از کتاب خلق مدل کسب و کار

اثرالکساندراستروالدر/ایوپیگنیور

 

 

 

وظایف مدیر بازاریابی
مقالات

وظایف مدیر بازاریابی

هر فردی در سازمان دارای نقش ، مسولیت و وظایفی است . ریشه غالب مشکلات سازمان ها نا آشنایی و شفاف نبودن وظایف افراد است . امروز با توجه به رقابتی تر شدن بازارها سازمان ها مجبور به تغییر نگرش شده و واحد بازاریابی را به عنوان یک واحد استراتژیک پذیرفته اند . بنابراین کلیه مدیران بازاریابی باید با وظایف خود آشنا و با وجدان کاری در این راه قدم بردارند . اگر چه تعداد مسولیت ها و وظایف مدیران بازاریابی خیلی بیشتر از مواردی است که در پایین آورده شده و لی همین موارد نیز می تواند راهنمایی برای مدیران بازاریابی و کارفرمایان باشد.

بطور کلی وظایف مدیر بازاریابی به شرح زیر می باشد:

۱) شناسایی مشتریان فعلی و طبقه بندی آنها برحسب سن، جنس، درآمد،موقعیت جغرافیایی،حساسیت ها نسبت به رنگ،قیمت،خدمات و پیش بینی نوع و مقدار تقاضای سالانه هر گروه و توان تامین بنگاه خودی

۲) رجوع و فراخوانی مشتریان گذشته و کشف علت عدم خرید و قطع ارتباط آنها و حل مشکلات فی ما بین

۳)اندازه گیری رضایت مشتریان وطراحی برنامه هایی برای افزایش رضایتمندی آنها

۴)شناسایی فرصت های افزایش تولید،افزایش فروش،افزایش سود و تجزیه و تحلیل وطراحی برنامه های اجرایی برای بهره گیری ازفرصت ها

۵) انجام تحقیقات بازار و جمع آوری و طبقه بندی اطلاعات مورد نیاز ازمصرف کنندگان،رقبا،عوامل توزیع(عمده فروش ها و خرده فروش ها)

۶) شناسایی مصرف کنندگان دولتی و سازمانی مانند انجمن ها،اتحادیه ها،فروشگاه های زنجیره ای،هتلها،بیمارستان ها،مراکز بزرگ خرید و فروش وطراحی برنامه های خاص برای آنان

۷) ایجاد رابطه (مکاتبه،مصاحبه،تماس حضوری یا تلفنی،..) با مشتریان،تصمیم گیرنده گان اصلی در مورد خرید و تدارکات،مسئولین مالی و مدیران موثر

۸) تخمین و پیش بینی فروش انواع محصولات به تفکیک در ماه ،فصل،شش ماهه بعد وسال بعد به گروههای مشتریان

۹) هم فکری وهماهنگی با مدیر تولید در مورد افزایش تولید،تنوع محصول و ساخت محصولات جدید

۱۰) طراحی و توسعه ی محصولات جدید به کمک واحدهای طراحی

۱۱) شناسایی وآنالیز محصولات رقبا ( از نظر ابعاد،اندازه،رنگ،قیمت،بسته بندی،ویژگی های مربوط به فصل و..) و تجزیه و تحلیل

۱۲) مطالعه ی سوابق هر محصول و رسم منحنی عمر آن(plc) ۱۳) تصمیم گیری یا ارائه نظر مشورتی در مورد تغییرات محصولات یا ادامه ی تولید آن با توجه به مراحل عمر محصول در plc

۱۴) تصمیم گیری یا ارائه نظر مشورتی در مورد قیمت،بسته بندی،روشهای توزیع،تبلیغات،بهبود کیفیت،و…محصولات

۱۵) همکاری وهماهنگی به مدیران فروش،مالی،تولید،تدارکات و…در جهت بهبود کیفیت ،رضایت مشتری،تغییرات در تعداد تولید و قیمت ها و…

۱۶) شناسایی و تجزیه و تحلیل عملیات رفبا و توصیه های لازم به سایر مدیران

۱۷) شناسایی وتجزیه و تحلیل بازارهای جدید(مشتریان جدید)

۱۸) برنامه ریزی برای جذب مشتریان جدید

۱۹) برنامه ریزی برای ایجاد تمایز نسبت به رقبا

۲۰) تعیین بودجه عملیاتی فروش

۲۱) طراحی چارت سازمانی واحدهای بازرگانی و فروش

۲۲) مطالعه و برنامه ریزی در مورد انتخاب،همکاری و ارزیابی نمایندگان فروش (عمده فروش یا خرده فروش) و فروشندگان ثابت و سیار

۲۳)مطالعه و برنامه ریزی برای خلق،توسعه و حمایت از نام تجاری فعلی (BRAND موجود) و ثبت برند های جدید برای مواقع اضطراری

۲۴) طراحی محصولات سفارشی برای مشتریان خاص و تنظیم برنامه بازاریابی ویژه آن محصولات.

۲۵) برنامه ریزی و اجرای برنامه های تماس و بازدید از مشتریان عمده ونمایندگان،هم چنین دعوت از آنها و بهبود اطلاعات.

۲۶) مطالعه و برنامه ریزی در مورد تخفیف ها،جوایز و انگیزه های افزایش خرید توسط مشتریان

۲۷) برنامه ریزی و کنترل امور شعب،فروشگاه ها و نمایشگاه ها

۲۸) طراحی و به روز کردن سایت اینترنتی و اجرای بازاریابی الکترونیکی

۲۹) تعیین هدف فروش و هدف سود،هم چنین تخمین بودجه تبلیغاتی و بودجه عملیاتی فروش برای رسیدن به اهداف فوق

۳۰) ایفای نقش مشاور بازاریابی مدیر عامل در کلیه ی زمینه های بازرگانی،بازاریابی؛فروش،تدارکات،صادرات،تولید،سرمایه گذاری و…در صورت لزوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مشاوره آنلاین