حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
رویکرد شرکت ها نسبت به بازار

نوامبر, 2020

رویکرد شرکت ها نسبت به بازار

نوامبر, 2020

فسلفه های بازاریابی
مدیریت بازار

رویکرد شرکت ها نسبت به بازار

سازمان ها برای طراحی و اجرای برنامه های بازاریابی خود از فسلفه های مختلفی تبعیت می نمایند . که این فلسفه ها بسته به دیدگاه فرد کارآفرین  نسبت به بازار و رقابت متفاوت است .

 

 

تاکید بر تولید :

این دیدگاه از قدیمی ترین فلسفه های کسب و کار است . شرکت هایی که از این دیدگاه تبعیت می کنند معتقدند مشتریان محصولی را می خرند که ارزان قیمت و در درسترس باشد ، بنابراین باید انبوه تولید کنیم .
ناگفته نماند برای پیاده سازی این فسلفه باید هزینه ها را کاهش و توزیع را گسنرده انجام دهید .

 

 

تاکید برمحصول :

براساس این دیدگاه مصرف کنندگان محصولی را ترجیح می دهند که کیفیت بالایی داشته باشد و نسبت به رقبا برتر باشد.  شرکت هایی که از این دیدگاه تبعیت می کنند تاکید بر کیفیت ، نوآوری و تحقیق و توسعه دارند.

 

 

تاکید بر فروش :

این دیدگاه چنین فرض می کند که مشتری را نباید به حال خودش رها کنید، زیرا هرز خواهد رفت و خرید مناسبی از ما انجام نخواهد داد .  بنابراین باید سازمان فروشی تشکیل داده و برنامه تهاجمی در زمینه فروش محصولات طراحی و اجرا گردد. اما این دیدگاه مزایا و معایب خاص خود را دارد که در مطالب بعدی به آن خواهیم پرداخت .

 

 

 

تاکید بر بازاریابی :

به جای تمرکز بر تولید کالا و فروش اجباری به مشتریان ، برویم تحقیق کنیم نیاز و خواسته مشتری را کشف و برای آن محصول یا خدمت مناسبی عرضه نماییم . این دیدگاه معتقد است یک سازمان زمانی موفق است که بتواند بهتر از رقبایش نیاز و خواسته مشتریان را تامین نماید.

 

 

تاکید بر بازاریابی کل نگر:

با  توجه به رقابتی شدن بازارها ، این دیگاه معتقد است باید بصورت جامع به کلیه فرآیندهای بازاریابی نگریست و نگاه  جزیره ای به عناصر بازار نداشت .

 

 

 

 

طبقه بندی مشتریان
مدیریت بازار

طبقه بندی مشتریان و افزایش فروش با تحلیل ABC (راهنمای جامع)

طبقه‌بندی مشتریان؛ استراتژی هوشمندانه برای بیشینه‌سازی سود و زمان در فروش

سودآوری موتور محرک هر کسب‌وکاری است؛ با این حال همواره این دغدغه وجود دارد که در کنار حفظ خریداران فعلی، چگونه مشتریان جدید جذب کنیم؟ واقعیت مهم در دنیای تجارت این است: همه مشتریان به یک اندازه برای کسب‌وکار شما ارزش‌آفرین نیستند.

هنر یک مدیر موفق در این است که با تمرکز روی سودآورترین مشتریان، نرخ بازگشت سرمایه (شامل پول، هزینه، انرژی و زمان) را به بالاترین حد ممکن برساند.

چرا باید مشتریان را دسته‌بندی کنیم؟

توان و ظرفیت خرید همه مخاطبان یکسان نیست. در اغلب کسب‌وکارها، حجم زیادی از مشتریان در دسته «کم‌سود یا پرهزینه» قرار می‌گیرند. اگر انرژی تیم فروش صرف مشتریانی شود که بازدهی پایینی دارند، زمان طلایی کار روزانه هدر خواهد رفت.

مدیران فروش و کارشناسان بازاریابی باید مشتریان را بر پایه ظرفیت سودآوری و پتانسیل فروش طبقه‌بندی کنند. به یاد داشته باشید ساعت کاری محدود است و وقت گذاشتن برای همه به یک اندازه، استراتژی هوشمندانه‌ای نیست.

تحلیل ABC؛ چارچوبی کاربردی برای بخش‌بندی مشتریان

تکنیک تحلیل ABC شاید رویکرد جدیدی نباشد، اما یکی از بهترین روش‌ها برای ارزیابی و دسته‌بندی مشتریان فعلی و بالقوه است:

۱. مشتریان رده A (طلایی و پرسود)

این دسته از مشتریان شایسته بیشترین توجه، خدمات و پیگیری از سوی تیم شما هستند؛ زیرا:

  • ظرفیت بازگشت سرمایه بالا: بیشترین سهم از حاشیه سود را ایجاد می‌کنند.
  • هزینه نگهداری پایین: فرایند پشتیبانی و تعامل با آن‌ها روان و کم‌دردسر است.
  • چرخه فروش کوتاه: تصمیم‌گیری سریعی دارند و فرایند خرید را طولانی نمی‌کنند.
  • منفعت و ارزش‌آفرینی حداکثری: ستون فقرات درآمدی کسب‌وکار شما هستند.

 

۲. مشتریان رده B (باپتانسیل و ارزشمند)

این گروه شاید در نگاه اول به اندازه مشتریان دسته A جذاب نباشند، اما قطعاً ارزش پیگیری و سرمایه‌گذاری را دارند؛ زیرا:

  • صبور و منعطف: در مواجهه با چالش‌ها و نوسانات فرایند فروش شکیبایی نشان می‌دهند.
  • سودآوری پایدار: سود مناسب و قابل‌قبولی برای مجموعه دارند.
  • ظرفیت رشد بالا: در صورت ارائه خدمات حرفه‌ای، می‌توانند به مشتریان رده A تبدیل شوند.

۳. مشتریان رده C (پرهزینه و کم‌بازده)

مشتریان دسته C در واقع مانع اصلی تمرکز شما روی مشتریان سودآور گروه‌های A و B هستند. این گروه بازدهی ناچیز یا حتی منفی دارند؛ زیرا:

  • پتانسیل سودآوری بسیار پایین: سود حاصل از خرید آن‌ها بسیار اندک است.
  • مصرف بالای زمان و انرژی: نیاز مداوم به چانه‌زنی و پیگیری دارند.
  • هزینه نگهداری بالا: وقت و منابع زیادی از تیم پشتیبانی مصرف می‌کنند.
  • تشریک مساعی و همکاری ضعیف: تعامل سختی دارند و فرآیندها را پیچیده می‌کنند.
  • چرخه فروش طولانی: تصمیم‌گیری آن‌ها ماه‌ها طول می‌کشد.

آیا دسته‌بندی‌های دیگری هم وجود دارد؟

ناگفته نماند بسیاری از سازمان‌های بزرگ از مدل‌های بخش‌بندی جامع‌تر و چندلایه‌ای (مانند A+، B+، D، Z و…) استفاده می‌کنند؛ اما برای شروعِ بهینه‌سازی فروش و جلوگیری از پیچیدگی‌های غیرضروری، همین مدل سه‌گانه ABC بهترین و سریع‌ترین نتیجه را برای شما رقم خواهد زد.

کلام آخر؛ زمان محدود است، هوشمندانه بفروشید

هدف از طبقه‌بندی مشتریان حذف مخاطبان نیست، بلکه تخصیص هوشمندانه منابع باارزش یعنی «زمان، انرژی و سرمایه» به خریدارانی است که بیشترین بازدهی را برای سازمان به ارمغان می‌آورند. با پیاده‌سازی مدل ABC در پایگاه داده مشتریان خود، تمرکز تیم فروش را از مشتریان پرهزینه رده C بردارید و به مشتریان وفادار و پرسود رده A و B معطوف کنید.

پرسود و پرفروش باشید!

بستن فروش
فروش

بستن فروش

توانایی شما در نقاضا کردن از مشتری برای سفارش دادن در پایان ملاقات بامشتری برای موفقیت شما ضرورت مطلق دارد.

فرآیند فروش با طی کردن سلسله اقداماتی از آغاز تا به انتها انجام می شود ، اول ، باید با مشتری ارتباط موثری برقرار نمایید ، سپس اعتماد اورا جلب کنید و مطمئن شوید او از شما خوشش آمده و حاضر است به توصیه شما عمل نماید .

 

 

دوم ، با طرح سوالات مختلف از نیاز مشتری آگاه می شوید و متوجه شده مشتری در زمینه کالایی که می فروشید چه نیاز و خواسته ای دارد.

سوم ، به مشتری نشان می دهید آنچه شما می فروشید ، با رعایت همه جوانب بهترین راه حل برای او در آن لحظه است .

چهارم با لحن خوب به همه ایرادات و سوالات پاسخ بدهید.

سرانجام از مشتری می خواهید نسبت به آنچه ارایه داده اید اقدامی صورت دهد .

این اقدام تعیین کننده اصلی درآمد شماست .

 

 

قبل از اینکه فروشتان را قطعی کنید ، می توانید یکی از دوسوال را بکنید : آیا موضوعی هست که هنوز نگران آن باشید ؟ آیا مطلبی هست که من درباره اش حرف نزده ام ؟

اگر مشتری جواب منفی داد ، می توانید لبخندی بزنید و از او بخواهید برای خرید از شما اقدام نماید .

دوم ، می توانید بپرسید :آیا حرفم تا بدینجا معنا دار بوده است ؟

اگر مشتری حواب آری داد، می توانید برای قطعی کردن فروش اقدام نمایید .

به منظور تقاضا برای سفارش دادن از مشتری می توانید از سه روش عالی استفاده نمایید.

 

 

روش اول ، وقتی مشتری می گوید دیگر سوالی ندارد، از او می پرسید : با این حساب، چرا این کالا را امتحان نمی کنید؟

این روش بسیار دوستانه و حرفه ای است .

روش دوم را بسیاری از فروشندگان پردرآمد استفاده می نمایند . در این روش از مشتری می پرسید تا اینجا سوالی ندارید ؟

وقتی مشتری جواب منفی داد، به کارتان ادامه می دهید و به مشتری می گویید چقدر باید پیش پرداخت بپردازد و برگه سفارش را تکمیل می کنید . (به این روش قطعی کردن فرضی می گویند)

سومین روش ، از مشتری می پرسید سوالی ندارید، اگر سوالی نداشت فورا برگه سفارش را جلوی مشتری قرار دهید و بگویید بسیار خوب ، شروع کنیم .

اما ناگفته نماند برای قطعی کردن فروش راه های بسیاری وجود دارد که هر روش در شرایط خاصی مورد توجه قرار می گیرد.

 

 

برگرفته از کتاب فوق ستاره فروش شوید

اثر برایان تریسی

تهیه و تلخیص : حسن سلطانی

 

 

 

 

بازاریابی رابطه ای
تبلیغات

عناصر بازاریابی ارتباطی

تلاش سازمان در جهت توسعه و حفظ روابط نزدیک و روبه گسترش با مشتریانش را بازاریابی ارتباطی می نامند .

بازاریابی ارتباطی در تلاش است ارتباطاتی را که سالها پیش بین فروشگاه ها و مشتریانشان برقرار بوده در دنیای مدرن امروز به نحوی تقلید و پیاده سازی کند .

در ارتباطات قدیمی مشتری خود را نه تنها در نقش یک مشتری ، بلکه در نقش دوست و همسایه به خوبی می شناخت و می توانست هر زمان که این فرد احتیاجی به او داشت در خدمتش باشد .

 

 

تلاش بازاریابی ارتباطی براین است که چنین نتیجه ای را امروز هم به دست آورد ، اما به دلیل گستردگی ابعاد جامعه امروز، شرکت باید از پایگاه داده ها استفاده ، و ارتباطات رسانه های خود را با توجه به نیازهای هر یک از مشتریان منطبق کند.

 

 

بازاریابی ارتباطی ۵ عنصر اصلی دارد که عبارتند از :


توسعه محصول یا خدمت اصلی و در حول آن ایجاد رابطه نزدیک با مشتری


متناسب ساختن رابطه با هریک از مشتریان


ارتقای محصول یا خدمت اصلی


قیمت گذاری به شیوه ای که موجب رضایت مشتری شود .


آموزش نکات کلیدی بازاریابی به کارکنان برای ارایه خدمات بهتر به مشتریان
 

 

عناصر فوق نشان می دهند که بازاریابی ارتباطی براساس درک نیازهای فردی مشتریان شکل می گیرد .

 

 

 

 

marketing
مدیریت بازار

نقش تحقیقات بازاریابی

باور بفرمایید تحقیقات بازاریابی کاربردهای گسترده ای دارد و نقشی حیاتی در روند تصمیم گیری بازاریابی ایفا می کند . یکی از اهداف اصلی بازاریابی شناسایی و برآوردن نیازهای گروه های مختلف مشتریان است .

بدین منظور مدیران بازاریابی نیاز به اطلاعاتی درباره گروه های گوناگون مشتریان ، رقبا و عوامل دیگر مثل شرایط محیطی بازار دارند .

امروزه مشکل کمبود اطلاعات وجود ندارد بلکه باید دست یابی به اطلاعات به جا و بهنگام بازار ارزشمند تر از قبل شده است . افزایش تقاضا ، ورود رقبای جدید و بالا رفتن آگاهی مشتریان همگی منجر به اهمیت یافتن اطلاعات بازاریابی شده اند .

اما نقش تحقیقات بازاریابی در تصمیم گیری های بازاریابی

عوامل قابل کنترل محیطی :

محصول

قیمت

توزیع

ترویج

 

عوامل غیر قابل کنترل محیطی:

اقتصادی

تکنولوژی

رقابتی

فرهنگی

قانونی

سیاسی

اجتماعی و فرهنگی

 

گرو ه های مرتبط با کسب و کار :

مصرف کنندگان

کارکنان

اعضای شبکه توزیع

عرضه کنندگان

 

 

 

 

 

 

مشاوره آنلاین