حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
بازاریابی مستقیم یکپارچه

دسامبر, 2020

بازاریابی مستقیم یکپارچه

دسامبر, 2020

U-cqtvnjBFA60h_B42P_Yld4X5o-بازاریابی مستقیم یکپارچه
تبلیغات

بازاریابی مستقیم یکپارچه

بازاریابی مستقیم یکپارچه؛ راهبرد کلیدی هم‌افزایی کانال‌های فروش و تبلیغات

در چشم‌انداز پویای کسب‌وکارهای امروزی، جزیره‌ای عمل کردن فعالیت‌های ترویجی یکی از رایج‌ترین و هزینه‌برترین آسیب‌های سازمانی است. در بسیاری از شرکت‌ها، کمپین‌های تبلیغاتی کلان به آژانس‌های خارجی واگذار می‌شوند، پروژه‌های دیجیتال مارکتینگ توسط تیم‌های مستقل برون‌سپاری هدایت می‌گردند و طراحی و پشتیبانی وب‌سایت در اختیار شرکتی دیگر قرار دارد.

هم‌زمان با این پراکندگی، وظایف سنتی‌تر مانند ارسال نامه‌های پستی، هدایای تبلیغاتی یا کاتالوگ‌های فیزیکی را کارشناسان داخلی بر دوش می‌کشند. پیامد این عدم تمرکز، ارسال پیام‌های ناهمگون، اتلاف بودجه و سردرگمی مخاطب نهایی است. راهکار بنیادین برای مهار این چالش، پیاده‌سازی اصولی بازاریابی مستقیم یکپارچه (Integrated Direct Marketing) است.

بازاریابی تک‌مرحله‌ای در برابر رویکردهای نوین؛ پایان عصر تک‌رسانه‌ای

هنوز هم مجموعه‌های فراوانی برای جلب نظر مشتریان راغب (Leads) صرفاً به یک کانال یا تک‌روش بسنده‌ می‌کنند؛ برای نمونه، تمام فشار ارتباطی را روی ارسال پیامک‌های زنجیره‌ای یا کمپین‌های مکرر ایمیلی قرار می‌دهند. اگرچه این شیوه در کوتاه‌مدت ممکن است نتایجی به همراه داشته باشد، اما در بازارهای رقابتی امروز پاسخگوی نیاز سازمان نیست.

مشتری مدرن پیش از تصمیم‌گیری برای خرید، در نقاط تماس متعددی (Touchpoints) با برند روبه‌رو می‌شود. اتکا به یک ابزار انفرادی، هم شانس دیده شدن را کاهش می‌دهد و هم مقاومت مخاطب را در برابر پیام تبلیغاتی بالا می‌برد.

قدرت راهبردی بازاریابی مستقیم یکپارچه در چیست؟

رویکرد قدرتمند در بازاریابی مستقیم یکپارچه، بهره‌گیری برنامه‌ریزی‌شده از چندین رسانه هماهنگ در قالب کمپین‌های چندمرحله‌ای و هدفمند است. در این چارچوب، هر کانال وظیفه‌ای مکمل برای تقویت اثر کانال دیگر ایفا می‌کند:

۱. ارسال دعوت‌نامه یا بروشور اختصاصی فیزیکی: ایجاد حس لمس‌پذیری و برانگیختن کنجکاوی در مخاطب هدف.

۲. پیگیری هوشمند دیجیتال: ارسال ایمیل متناسب با رفتار مشتری یا ریتارگتینگ (Retargeting) در فضای آنلاین بر پایه داده‌های تعاملی.

۳. فراخوان به اقدام (CTA) متمرکز روی وب‌سایت یا لندینگ‌پیج: هدایت مخاطب به بستری شخصی‌سازی‌شده و شفاف برای نهایی‌سازی تبدیل.

۴. تماس فروش مستقیم و مشاوره: پیگیری سرنخ‌های گرم‌شده توسط کارشناسان فروش با آگاهی از علایق ثبت‌شده مخاطب.

ترکیب این گام‌ها باعث می‌شود پاسخ‌دهی به مراتب قوی‌تر، نرخ بازگشت سرمایه تبلیغاتی (ROAS) بیشتر و هزینه جذب مشتری (CAC) بهینه‌تر شود.

چرا یکپارچه‌سازی ابزارها اولویت درجه‌اول مدیران مارکتینگ است؟

امروزه یکدست‌سازی پیام در تمامی مجاری آنلاین و آفلاین دیگر یک مزیت حاشیه‌ای نیست، بلکه ضرورت بقای برند محسوب می‌شود. زمانی که پیام رسانه‌های محیطی، کمپین‌های گوگل ادز، تعاملات شبکه‌های اجتماعی و کاتالوگ‌های چاپی در یک راستا تنظیم شوند، ارزش ویژه برند در ذهن مخاطب تحکیم خواهد شد.

بازاریابی مستقیم یکپارچه به سازمان‌ها امکان می‌دهد پیام مناسب را در زمان درست، از طریق مؤثرترین مجرا و با بیانی یک‌صدا به گوش تصمیم‌گیرندگان اصلی برسانند.

نتیجه‌گیری

هم‌پوشانی و انطباق ابزارهای سنتی و مدرن در بازاریابی مستقیم یکپارچه، تضمین‌کننده نرخ بالای درگیری مشتری (Engagement) و شتاب‌دهنده قیف فروش است. سازمان‌هایی که بتوانند جزایر پراکنده برون‌سپاری و تیم‌های اجرایی خود را حول یک تقویم محتوایی و استراتژی ارتباطی مشترک هم‌راستا سازند، رهبران آینده بازار رقابتی خواهند بود.

الگوی فروش
فروش

الگوی فروش

این الگو اصول فرآیند فروش را تعریف می کند .از این الگو همیشه در طی تاریخ استفاده شده است .
الگو از ۴رکن توجه ،علاقه ، میل ، اقدام، یعنی  فرآیند منطقی تصمیم گیری برای خرید تشکیل می شود . هر گاه در کار فروش با دشواری رو به رو باشید ، علتش این است که یکی از ۴ رکن با مشکل روبه رو هستند.

کاری کنید که خریدار به حرفتان گوش بدهد

اولین رکن الگوی فروش ، یعنی “توجه” بدین معناست که قبل از اینکه به کسی فروش کنید ، باید او را از مشغله فکری اش جدا کنید .

 باید کاری کنید که مشتری به حرفهایتان گوش بدهد و به شما توجه کند .

برای جلب توجه مشتری باید از او سوال کنید یا حرفی بزنید که نیاز مشتری را برآورده نماید. باید به اولین سوال مشتری جواب بدهید .

اولین سوال هر مشتری این است چرا باید به حرف تو گوش بدهم؟

 

 

مشتری را علاقه مند کنید

دومین رکن ایجاد علاقه در مشتری است . شما با بیان ویژگی های کالا و خدماتتان علاقه خریدار بالقوه را جلب می کنید.

 

 

میل به خرید را در خریدار بالقوه ایجاد کنید

باید توضیج دهید که خریدار با خرید کالای شما کدام نیازش برآورده می شود . وقتی در مشتری تولید میل می کنید او به خرید از شما راغب می شود . توانایی شما در برشمردن منافعی که مشتری با خرید کالایتان به آن می رسد ، مهم ترین بخش فروش کردن است . اما اگر مشتری به شما می گوید باید درباره پیشنهاد شما فکر کنم، بدانید که صحبت و ارایه محصول از سوی شما نتوانسته میل و رغبتی در مشتری ایجاد نماید.

 

ازجمله منافعی که مشتری ممکن است با خرید از شما نصیبش شود:

صرفه جویی یا کسب درآمد

صرفه جویی در وقت

رسیدن به سلامتی ، ایمنی ، شهرت یا احترام

بهبود بخشیدن به شرایط تجاری

 

قطعی کردن فروش

آخرین رکن الگوی فروش اقدام کردن است . این بخش یعنی از مشتری بخواهید برای خرید از شما تصمیم قطعی بگیرد. در اینجاست که کار فروشتان را قطعی می کنید . برای اینکه یک فروشنده عالی باشید باید در هر چهار زمینه عالی ظاهر شوید . باید آنقدر روی این موارد تمرین داشته باشید که بتوانید هر کدام را خود به خود رعایت و اعمال نمایید.

 

 

 

 

 

 

برگرفته از کتاب فوق ستاره فروش شوید 

نویسنده برایان تریسی

تهیه و تلخیص حسن سلطانی

 

 

 

 

 

 

 

اهداف ارتباطی تبلیغات
تبلیغات

اهداف ارتباطی تبلیغات چیست؟ ۶ مرحله طلایی تا خرید مشتری

اهداف ارتباطی تبلیغات؛ هدایت هوشمندانه مشتری در مسیر ۶ مرحله‌ای خرید

در تدوین و اجرای هر کمپین تبلیغاتی، تعیین نوع واکنش و پاسخ مورد انتظار از سوی مخاطب، مهم‌ترین گام است. بیشتر کسب‌وکارها تنها هدف تبلیغات را فروش فوری و ترغیب به خرید می‌دانند؛ اما واقعیت این است که خرید، آخرین حلقه از یک زنجیره طولانی در فرآیند تصمیم‌گیری مشتریان است.

برای تعیین دقیق اهداف ارتباطی تبلیغات، ابتدا باید موقعیت فعلی بازار هدف را بسنجید و بدانید پیام شما قرار است مخاطب را از چه نقطه‌ای به چه مرحله‌ای هدایت کند.

مراحل شش‌گانه آمادگی مصرف‌کنندگان برای خرید

مشتریان در مواجهه با یک محصول یا برند، معمولاً از ۶ ایستگاه روانی و تصمیم‌گیری عبور می‌کنند:

  1. آگاهی (Awareness): شناخت ابتدایی از نام یا وجود محصول.
  2. شناخت و درک (Knowledge): آگاهی عمیق‌تر از ویژگی‌ها و کارایی کالا.
  3. تمایل و علاقه (Liking): شکل‌گیری حس مثبت و مطلوب نسبت به برند.
  4. رجحان و ترجیح (Preference): ترجیح دادن محصول شما در مقایسه با رقبا.
  5. مجاب شدن و باور (Conviction): رسیدن به این یقین که این گزینه بهترین انتخاب است.
  6. خرید نهایی (Purchase): اقدام عملی برای پرداخت و ثبت سفارش.

بررسی گام‌به‌گام اهداف تبلیغاتی در هر مرحله از تصمیم‌گیری

پیام تبلیغاتی باید متناسب با سطحی که مشتری در آن قرار دارد تنظیم شود:

  • وقتی مشتری هیچ شناختی ندارد (ایجاد آگاهی):

گاهی بازار هدف از وجود یک محصول کاملاً بی‌اطلاع است یا اطلاعات بسیار محدودی دارد. در این وضعیت، هدف تبلیغ‌کننده صرفاً اطلاع‌رسانی، معرفی برند و افزایش آگاهی است؛ نه اصرار به فروش ناگهانی.

  • وقتی مشتری کالا را می‌شناسد (ایجاد تمایل و ترجیح):

اگر مصرف‌کننده از وجود خدمات یا کالای شما باخبر است، باید احساسات و دیدگاه او ارزیابی شود. در این بخش، هدف تبلیغات ساخت تصویر ذهنی مثبت، جلب اعتماد و ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر برندهاست تا ترجیح اول مشتری شوید.

  • وقتی مشتری قانع نشده و تعلل می‌کند (تحریک به اقدام فوری):

گاهی مخاطب محصول را کامل می‌شناسد و برند شما را دوست دارد، اما همچنان برای نهایی کردن خرید تردید دارد. این افراد منتظر اطلاعات بیشتر، تخفیف یا بهبود شرایط مالی می‌مانند. در اینجا، هدف برنامه تبلیغاتی ایجاد حس ضرورت (FOMO)، ارائه پیشنهادات ویژه و مجاب‌سازی سریع برای بستن خرید است.

کلام آخر؛ تبلیغات هوشمند، همراهی قدم‌به‌قدم با مشتری است

تعریف درست اهداف ارتباطی تبلیغات به سازمان‌ها کمک می‌کند تا به‌جای اتلاف بودجه در درخواست‌های زودهنگام برای خرید، پیامی هدفمند و هماهنگ با سطح درک مخاطب ارسال کنند. شناخت دقیق این مراحل شش‌گانه، مشتری بالقوه را گام‌به‌گام از ناآگاهی کامل به نقطه اعتماد، ترجیح قطعی و خرید نهایی هدایت خواهد کرد.

فروش شجاعانه
فروش

شجاعانه فروش کنید

باور بفرمایید فروشندگان بزرگ به شرکت های خود اعتقاد دارند . آنها کالا و خدمات خود را باور دارند . به مشتریان نیز اعتقاد دارند و از همه اینها مهم تر آنها رفتار و افکار شجاعانه ای دارند .

 آیا می دانید میزان اعتقاد شما به ارزش کالا و خدماتی که به بازار ارایه می دهید روی توانایی شما برای جلب مشتری اثر می گذارد؟

بسیاری از اساتید، فروش را انتقال اشتیاق تعریف کرده اند .

هر چه در باره کالایی که می فروشید مجاب تر و متقاعد تر باشید ، اشتیاق شما مسری تر می شود و مشتریان احساس می کنند که باید برای خرید آن اقدام کنند .

 


اساسا انسانها در هر حرفی که می زنند و هر فعالیتی که انجام می دهند احساسی عمل می کنند . به همین دلیل است که علاقه نشان دادن به مشتریان برای موفقیت در فروش ضروری است .

 

 

باور بفرمایید برای  مشتریان مهم نیست که شما جقدر می دانید،بلکه مهم این است که چقدر به آنها توجه می کنید.

 هر چقدر خودتان را بیشتر دوست داشته باشید در نهایت کارتان را بیشتر دوست خواهید داشت و بیشتر به مشتریان کمک می کنید تا تصمیم درستی بگیرند .

اما لازمه داشتن اشتیاق ، شجاعت است  .

 

همه فروشندگان بزرگ از آنجا که خودشان و کارشان را دوست دارند در نتیجه بسیار شجاعانه به استقبال مشتریان رفته و سعی در هدایت آنها برای انتخاب مناسب خواهند داشت در نتیجه به سبب این رفتار شجاعانه هرگز تسلیم نشده و ارتباطات بیشتر ،شانس های بیشتری را امتحان می نمایند و در نهایت  فروش بیشتری را نسبت به سایر فروشندگان رقم می زنند.

البته شجاعت در فروش را بهتر است با فروش های کلان بصورت رسید و چک اشتباه نگیریم.

پرفروش باشید …

 

 

 

 

 

مشاوره آنلاین