حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
حسن سلطانی | مشاور اجرایی مارکتینگ ، متخصص برندسازی ، راهکارهای جامع بازاریابی و فروش
مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

ژانویه, 2021

مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

ژانویه, 2021

اگاهی از برند
برند

مزیت‌های آگاهی از برند (Brand Awareness) چیست؟

در دنیای پررقابت امروز، موفقیت یک کسب‌وکار به شدت به میزان شناخته‌شدن آن در بازار بستگی دارد. مفهومی که در بازاریابی از آن با عنوان آگاهی از برند (Brand Awareness) یاد می‌شود. اما آیا می‌دانید داشتن یک نام تجاری آشنا چه ارزش‌هایی برای شرکت شما خلق می‌کند؟

بر اساس نظریه‌های مطرح‌شده در کتاب معتبر «مدیریت استراتژیک برند» اثر کوین لین کلر (با ترجمه عطیه بطحایی)، مزایای ایجاد سطح بالای آگاهی از نام تجاری در ذهن مخاطبان و مصرف‌کنندگان، به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند: مزیت‌های یادگیری، مزیت‌های تأمل و مزیت‌های انتخاب.

در ادامه، هر یک از این مزیت‌ها را به‌دقت بررسی می‌کنیم تا نقش کلیدی آن‌ها را در استراتژی بازاریابی و فروش بیشتر درک کنید.

۱. مزیت‌های ناشی از یادگیری (تأثیر بر تصویر ذهنی و تداعیات)

نخستین و شاید زیربنایی‌ترین مزیت آگاهی از برند، تأثیر عمیق آن بر روند یادگیری و ساختار حافظه مشتری است. آگاهی بالا، ساختار شکل‌گیری و قدرت تداعیات ذهنی را تحت‌تأثیر قرار داده و مستقیماً بر تصویر ذهنی (Brand Image) مصرف‌کننده اثر می‌گذارد.

برای ساخت یک تصویر ذهنی مثبت و ماندگار، بازاریابان باید پیش از هر اقدامی، یک «گره اطلاعاتی» یا پیوند معنایی محکم در حافظه مخاطب هدف ایجاد کنند. اگر عناصر هویت برند (مانند لوگو، شعار، رنگ سازمانی و نام تجاری) به درستی و هوشمندانه انتخاب شده باشند، این فرآیند یادگیری به ساده‌ترین شکل ممکن در ذهن خریدار شکل می‌گیرد و ماندگاری نام شما را تضمین می‌کند.

۲. مزیت‌های ناشی از تأمل (قرار گرفتن در سبد گزینه‌های مصرف‌کننده)

دومین مزیت مهم، تأثیر آگاهی از برند بر فرآیند تفکر، ارزیابی و تأمل خریدار هنگام خرید است.

مصرف‌کنندگان برای اینکه بتوانند نیازهای خود را به بهترین شکل ارضا کنند، باید در هنگام خرید به نام‌های تجاری توجه ویژه داشته باشند. ارتقای سطح شناخت مشتری از برند، احتمال قرار گرفتن آن نام تجاری را در «مجموعه برندهای مورد تأمل» (Consideration Set) فرد به‌شدت افزایش می‌دهد.

تحقیقات بازار نشان می‌دهند که خریداران امروزی به ندرت فقط به یک برند خاص وفادار می‌مانند؛ بلکه آن‌ها همیشه مجموعه‌ای از چند گزینه آشنا را در ذهن خود دسته‌بندی و مقایسه می‌کنند. هرچه آگاهی از برند شما بیشتر باشد، شانس حضور شما در این سبد گزینه‌ها بالاتر خواهد رفت.

۳. مزیت‌های ناشی از انتخاب (تصمیم‌گیری سریع و کم‌دردسر)

سومین دسته از مزایا، مستقیماً به لحظه خرید و تصمیم‌گیری نهایی مربوط می‌شود. مشتریان در بسیاری از موقعیت‌های خرید، ترجیح می‌دهند وقت خود را تلف نکنند و فقط به سراغ برندهای آشنا، معتبر و مطمئن بروند.

بر این اساس، در شرایطی که فرآیند خرید با میزان درگیری ذهنی اندکی همراه است (مانند خریدهای روزمره یا سریع)، داشتن حداقلِ سطح آگاهی از برند برای ترغیب مشتری به انتخاب محصول کاملاً کافی است؛ حتی اگر فرد هنوز نگرش عمیق یا احساس خاصی نسبت به آن نداشته باشد، صرفِ آشنا بودن نام تجاری، کفه ترازو را به سمت خرید محصول شما سنگین می‌کند.

نتیجه‌گیری

سرمایه‌گذاری روی افزایش آگاهی از برند، هزینه‌کردِ بی‌هدف نیست، بلکه یک استراتژی قدرتمند برای تسخیر ذهن و بازار است. با تقویت این سه مزیت حیاتی (یادگیری، تأمل و انتخاب)، می‌توانید جایگاه کسب‌وکار خود را در بازار تثبیت کرده و مسیر رشد فروش و وفاداری مشتریان را هموارتر سازید.

اصطلاحات فروش
فروش

اصطلاحات فروش

مرجوعی:

مرجوع در لغت به معنای بازگردانیده است و در فروش یعنی بازگرداندن کالا توسط مشتری.

چک:

طبق قانون، چک نوشته‌ای است که به‌واسطه آن صادر کننده به محال‌علیه (محلی که پول در آن قرار دارد مثل بانک) دستور می‌دهد تا همه یا بخشی از پولی که نزدش هست را به دارنده چک بپردازد.

رسید:

یعنی فروش انجام شده ولی نه پولی و نه چکی از مشتری دریافت نشده است، صرفاً مشتری محصول را رسید تا پس از فروش مبلغش را به ما بدهد.

زیر فروشی:

فروش محصولات زیر قیمت رایج بازار و خارج از عرف را زیر فروشی می‌گویند.

خزانه‌دار:

خزانه‌دار به فردی اطلاق می‌شود که وجوه نقد و چک‌های تیم‌های توزیع را دریافت و ثبت می‌نماید و پیگیر انحرافات مالی تیم فروش می‌باشد.  

مسیربندی فروش:

لیستی از مشتریان هدفی است که سازمان برای فروش کالا و یا خدمات، آنها را انتخاب و مدیریت می‌کند.

 

 

 

برگرفته از کتاب مدیریت فروش حرفه ای 

نویسنده : حسن سلطانی 

 

 

 

 

 

سازمان بازاریابی
مدیریت بازار

سازمان بازاریابی محور

تجربه مشاوره ای و مشاهده ای  ما نشان می دهد غالب سازمان های فعال در بازار ، فروش محور هستند و کمتر از ده درصد سازمان های پیشروی هر صنعت بازاریابی محور هستند.

 

امروز بسیاری از سازمان ها تفاوت بازاریابی و فروش را نمی دانند ، تفاوت ویزیتوری با بازاریابی را  نمی دانند ،
برند را با لوگو اشتباه می گیرند، تفاوت تبلیغات و روابط عمومی را نمی دانند . در این میان هستند سازمانهایی که به اهمیت دانش نوین مدیریت بازاریابی پی برده و از آن استفاده مناسبی جهت پیشبرد اهداف خود می نمایند.

 

 

در سازمان شما واحد مالی بیشترین اهمیت را دارد یا واحد فروش یا شاید هم منابع انسانی ؟

اینکه کدام واحد بیشترین اهمیت را داشته باشد مهم نیست بلکه واضح است بازاریابی می تواند بالاترین تاثیر را در موفقیت سازمان ها داشته باشد زیرا تا زمانی که بازاری وجود نداشته باشد هیچ واحد ستادی و تولیدی وجود نخواهند داشت!

 

 

در هزاره سوم  بدلیل فشارهای رقابتی ناگزیر خواهید بود رویکرد خود را  بازاریابی محور نمایید. لازمه این تغییر ابتدا این است که پی ببرید  وظیفه اساسی سازمان تعیین نیاز و خواسته مشتریان ، ارزش های بازار هدف و تطبیق برنامه ها جهت ارایه کالا و خدمات بهتر از رقبا است.

 

 

توجه بفرمایید سازمان های بازاریابی محور ویژگی های زیر را دارند:

  • رسالت خود را تامین نیاز و خواسته مشتریان مشخص معرفی می کند.
  • تحقیقات بازاریابی را مبنای شناخت و تصمیمات خود قرار می دهد.
  • می داند برای موفقیت باید آمیخته بازاریابی خود را کنترل نماید.
  • سازمان اعتقاد عمیق به مشتری مداری دارد.

 

 

پرفروش باشید ……..

 

 

 

رفتار خرید عادی
مدیریت بازار

رفتار خرید عادی

رفتار خرید عادی در شرایطی است که مصرف کننده با پیچیدگی کمتری روبه روست و بین نام های تجاری تفاوت های اندکی ملاحضه می کند . مثلا، خرید نمک را درنظر آورید. مصرف کنندگان در خرید این کالا و طبقه ی مربوط به آن ، با پیچیدگی چندانی روبه رو نیستند و راحت وارد فروشگاه می شوند و نام تجاری مورد نظر خود را انتخاب می کنند .

اگر مصرف کنندگان مرتبا سراغ یک نام تجاری بروند ، این خرید عادی است و نمی توان آن را وفاداری شدید نام تجاری نامید.

به نظر می رسد مصرف کنندگان در مورد خرید کالای ارزان قیمت و مشابه ، از نظر اولویت بندی خرید ، با پیچیدگی کمتری روبه رو هستند.

در رفتار خرید عادی رقتار مصرف کننده توالی معمول باور/عقیده/رفتار را طی نمی کند و اساسا مصرف کننده در پی کسب اطلاعات در باره اینکه کدام برند را بخرد نیست.

آنها به این اطلاعات به صورت به صورت غیر فعالانه و گذرا در هنگام تماشای تلویزیون ، جستجو در اینترنت یا مظالعه مجلات دست می یابند.

همواره تکرار تبلیغات ، آشنایی با نام تجاری را موجب می شود نه اعتقاد به نام تجاری.

در رفتار خرید عادی مصرف کنندگان خیلی به نام تجاری مورد نظرشان پایبندی نشان نمی دهند.آنها به این دلیل بک نام را انتخاب می کنند که با آن آشنایی دارند.

در رفتار خرید عادی مصرف کنندگان به دلیل عدم درگیری زیاد با کالا ممکن است حتی پس از خرید کالا آن را ارزیابی نکنند .

بازاریابان کالاهای غیر پیچیده  با تفاوت اندکِ میان نام های تجاری ، اغلب به دلیل که خریداران خود را خیلی به نام تجاری متعهد نمی دانند برای آزمایش کالا از قیمت و فعالیت های پیشبرد فروش استفاده می کنند. متن آگهی تبلیغات این کالاها باید خلاصه و با تاکید برنکات مهم باشد در این آگهی ها علایم دیداری و خیالی بسیار اهمیت دارد زیرا به خاطر سپردن این علایم آسان است و به نام تجاری ربط داده می شوند .
فعالیت های تبلیغاتی باید با پیام های کوتاه مدت ، ولی مکرر همراه باشد .

 

 

 

مشاوره آنلاین