حسن سلطانی
حسن سلطانی
الگوی فروش

دسته: فروش

الگوی فروش

دسته: فروش

الگوی فروش
فروش

الگوی فروش

این الگو اصول فرآیند فروش را تعریف می کند .از این الگو همیشه در طی تاریخ استفاده شده است .
الگو از ۴رکن توجه ،علاقه ، میل ، اقدام، یعنی  فرآیند منطقی تصمیم گیری برای خرید تشکیل می شود . هر گاه در کار فروش با دشواری رو به رو باشید ، علتش این است که یکی از ۴ رکن با مشکل روبه رو هستند.

کاری کنید که خریدار به حرفتان گوش بدهد

اولین رکن الگوی فروش ، یعنی “توجه” بدین معناست که قبل از اینکه به کسی فروش کنید ، باید او را از مشغله فکری اش جدا کنید .

 باید کاری کنید که مشتری به حرفهایتان گوش بدهد و به شما توجه کند .

برای جلب توجه مشتری باید از او سوال کنید یا حرفی بزنید که نیاز مشتری را برآورده نماید. باید به اولین سوال مشتری جواب بدهید .

اولین سوال هر مشتری این است چرا باید به حرف تو گوش بدهم؟

 

 

مشتری را علاقه مند کنید

دومین رکن ایجاد علاقه در مشتری است . شما با بیان ویژگی های کالا و خدماتتان علاقه خریدار بالقوه را جلب می کنید.

 

 

میل به خرید را در خریدار بالقوه ایجاد کنید

باید توضیج دهید که خریدار با خرید کالای شما کدام نیازش برآورده می شود . وقتی در مشتری تولید میل می کنید او به خرید از شما راغب می شود . توانایی شما در برشمردن منافعی که مشتری با خرید کالایتان به آن می رسد ، مهم ترین بخش فروش کردن است . اما اگر مشتری به شما می گوید باید درباره پیشنهاد شما فکر کنم، بدانید که صحبت و ارایه محصول از سوی شما نتوانسته میل و رغبتی در مشتری ایجاد نماید.

 

ازجمله منافعی که مشتری ممکن است با خرید از شما نصیبش شود:

صرفه جویی یا کسب درآمد

صرفه جویی در وقت

رسیدن به سلامتی ، ایمنی ، شهرت یا احترام

بهبود بخشیدن به شرایط تجاری

 

قطعی کردن فروش

آخرین رکن الگوی فروش اقدام کردن است . این بخش یعنی از مشتری بخواهید برای خرید از شما تصمیم قطعی بگیرد. در اینجاست که کار فروشتان را قطعی می کنید . برای اینکه یک فروشنده عالی باشید باید در هر چهار زمینه عالی ظاهر شوید . باید آنقدر روی این موارد تمرین داشته باشید که بتوانید هر کدام را خود به خود رعایت و اعمال نمایید.

 

 

 

 

 

 

برگرفته از کتاب فوق ستاره فروش شوید 

نویسنده برایان تریسی

تهیه و تلخیص حسن سلطانی

 

 

 

 

 

 

 

فروش شجاعانه
فروش

شجاعانه فروش کنید

باور بفرمایید فروشندگان بزرگ به شرکت های خود اعتقاد دارند . آنها کالا و خدمات خود را باور دارند . به مشتریان نیز اعتقاد دارند و از همه اینها مهم تر آنها رفتار و افکار شجاعانه ای دارند .

 آیا می دانید میزان اعتقاد شما به ارزش کالا و خدماتی که به بازار ارایه می دهید روی توانایی شما برای جلب مشتری اثر می گذارد؟

بسیاری از اساتید، فروش را انتقال اشتیاق تعریف کرده اند .

هر چه در باره کالایی که می فروشید مجاب تر و متقاعد تر باشید ، اشتیاق شما مسری تر می شود و مشتریان احساس می کنند که باید برای خرید آن اقدام کنند .

 


اساسا انسانها در هر حرفی که می زنند و هر فعالیتی که انجام می دهند احساسی عمل می کنند . به همین دلیل است که علاقه نشان دادن به مشتریان برای موفقیت در فروش ضروری است .

 

 

باور بفرمایید برای  مشتریان مهم نیست که شما جقدر می دانید،بلکه مهم این است که چقدر به آنها توجه می کنید.

 هر چقدر خودتان را بیشتر دوست داشته باشید در نهایت کارتان را بیشتر دوست خواهید داشت و بیشتر به مشتریان کمک می کنید تا تصمیم درستی بگیرند .

اما لازمه داشتن اشتیاق ، شجاعت است  .

 

همه فروشندگان بزرگ از آنجا که خودشان و کارشان را دوست دارند در نتیجه بسیار شجاعانه به استقبال مشتریان رفته و سعی در هدایت آنها برای انتخاب مناسب خواهند داشت در نتیجه به سبب این رفتار شجاعانه هرگز تسلیم نشده و ارتباطات بیشتر ،شانس های بیشتری را امتحان می نمایند و در نهایت  فروش بیشتری را نسبت به سایر فروشندگان رقم می زنند.

البته شجاعت در فروش را بهتر است با فروش های کلان بصورت رسید و چک اشتباه نگیریم.

پرفروش باشید …

 

 

 

 

 

بستن فروش
فروش

بستن فروش

توانایی شما در نقاضا کردن از مشتری برای سفارش دادن در پایان ملاقات بامشتری برای موفقیت شما ضرورت مطلق دارد.

فرآیند فروش با طی کردن سلسله اقداماتی از آغاز تا به انتها انجام می شود ، اول ، باید با مشتری ارتباط موثری برقرار نمایید ، سپس اعتماد اورا جلب کنید و مطمئن شوید او از شما خوشش آمده و حاضر است به توصیه شما عمل نماید .

 

 

دوم ، با طرح سوالات مختلف از نیاز مشتری آگاه می شوید و متوجه شده مشتری در زمینه کالایی که می فروشید چه نیاز و خواسته ای دارد.

سوم ، به مشتری نشان می دهید آنچه شما می فروشید ، با رعایت همه جوانب بهترین راه حل برای او در آن لحظه است .

چهارم با لحن خوب به همه ایرادات و سوالات پاسخ بدهید.

سرانجام از مشتری می خواهید نسبت به آنچه ارایه داده اید اقدامی صورت دهد .

این اقدام تعیین کننده اصلی درآمد شماست .

 

 

قبل از اینکه فروشتان را قطعی کنید ، می توانید یکی از دوسوال را بکنید : آیا موضوعی هست که هنوز نگران آن باشید ؟ آیا مطلبی هست که من درباره اش حرف نزده ام ؟

اگر مشتری جواب منفی داد ، می توانید لبخندی بزنید و از او بخواهید برای خرید از شما اقدام نماید .

دوم ، می توانید بپرسید :آیا حرفم تا بدینجا معنا دار بوده است ؟

اگر مشتری حواب آری داد، می توانید برای قطعی کردن فروش اقدام نمایید .

به منظور تقاضا برای سفارش دادن از مشتری می توانید از سه روش عالی استفاده نمایید.

 

 

روش اول ، وقتی مشتری می گوید دیگر سوالی ندارد، از او می پرسید : با این حساب، چرا این کالا را امتحان نمی کنید؟

این روش بسیار دوستانه و حرفه ای است .

روش دوم را بسیاری از فروشندگان پردرآمد استفاده می نمایند . در این روش از مشتری می پرسید تا اینجا سوالی ندارید ؟

وقتی مشتری جواب منفی داد، به کارتان ادامه می دهید و به مشتری می گویید چقدر باید پیش پرداخت بپردازد و برگه سفارش را تکمیل می کنید . (به این روش قطعی کردن فرضی می گویند)

سومین روش ، از مشتری می پرسید سوالی ندارید، اگر سوالی نداشت فورا برگه سفارش را جلوی مشتری قرار دهید و بگویید بسیار خوب ، شروع کنیم .

اما ناگفته نماند برای قطعی کردن فروش راه های بسیاری وجود دارد که هر روش در شرایط خاصی مورد توجه قرار می گیرد.

 

 

برگرفته از کتاب فوق ستاره فروش شوید

اثر برایان تریسی

تهیه و تلخیص : حسن سلطانی

 

 

 

 

فروش تیمی
فروش

فروش تیمی

با تخصصی شدن هر چه بیشتر کالاها و بزرگتر شدن بعضی از مشتریان و به تبع آن افزایش انتظار آن ها یک فروشنده به تنهایی قادر نیست تمام همه نیازهای مشتریان را تامین نماید . بدین منظور امروز بسیاری از شرکت ها برای فروش به مشتریان بزرگ از راهبرد فروش تیمی استفاده می نمایند .

تیم های فروش قادرند به مسایل و مشکلاتی پی ببرند و به راه حل ها و فرصت هایی دست یابند که به تنهایی از عهده هیچ فروشنده ای بر نمی آید .

دراین تیم ها کارشناسانی از حوزه های بازاریابی ، فروش ، تولید حضور خواهند داشت .

در وضعیت فروش تیمی کار فروشنده از تکنوازی به رهبری ارکستر تغییر می کند .

در بسیاری از موارد این تغییر فروشندگی از فرد به تیم ، تغییرات مشابهی را در سازمان خرید مشتریان به دنبال دارد .

امروزه در جلساتی که مشتریان نیز بصورت تیمی حضور دارند برنده شدن مستلزم داشتن اطلاعات جامع و پیشنهاد مناسب و صد البته بیان شیوا می باشد .

باور بفرمایید فروشندگان نمی توانند به تنهایی کارشناس هر چیزی باشند بنابراین در شرایط مذاکرات فروش سنگین و پیچیده به تنهایی هیچ کاری از دستشان بر نمی آید .

بعضی از شرکت ها سرپستان و مدیران فروش را مجبور می کنند که با فروشنده برای مذاکرات حساس همراهی نمایند اما ایراد کار اینجاست که اگر ما کل واحد فروش هم را برای مذاکرات فنی …بفرستیم توفیقی حاصل نمی شود بلکه باید اعضای مختلفی از واحدهای تخصصی مختلف آن ها را در مذاکرات همراهی نمایند.

 

 

در پایان ناگفته نماند فروش تیمی معایبی دارد ازجمله: عدم تحمل فروشندگان برای همکاری به عنوان عضوی از تیم ،زیرا باور دارند اگر فروش تیمی انجام شود سهم مشارکت آنها قابل رصد و پیگیری نمی باشد .

 

پرفروش باشید ….

 

 

 

 

شرح شغل ویزیتور
فروش

شرح وظایف ویزیتور

 شرح وظایف یا شرح شغلی عبارت است از کلیه وظایف و مسئولیت هایی که نیروی مسئول در آن سمت باید انجام دهد. در تعریف شرح شغلی باید به تمامی وظایف، اختیارات و امکانات یک نیرو اشاره شود. برای اینکه کارایی و اثر بخشی پرسنل خود را بالا ببرید اولین و مهمترین گام تعریف شرح شغل مورد درخواست است.  باید دانست که دقیقا فرد یا افرادی که نیاز داریم چه وظایف و مسئولیت هایی را برعهده خواهند داشت.


در حوزه فروش مویرگی حرفه ای بهتر است سرپرستان محترم فروش با وظایف فروشندگان  آشنا باشند بنابراین برای آشنایی مطالعه متن زیر را پیشنهاد می کنم ، امیدوارم برایتان مفید باشد.

 

 

  1. شناخت کامل منطقه
  2. حضور به موقع در مناطق
  3. دریافت تور ویزیت از سرپرست
  4. ویزیت مشتریان براساس تور ویزیت
  5. پیگیری مانده حساب های مشتریان
  6. توقف حداقل 5 دقیقه نزد هر مشتری
  7. پیگیری مشتریان غیر فعال منطقه خود
  8. رعایت آداب رفتار حرفه ای نزد مشتریان
  9. بررسی میزان و حجم سفارشات مشتریان
  10. پیگیری ضایعات و مرجوعی های مشتریان
  11. معرفی محصولات جدید و طرح های ماهانه
  12. تلاش برای رسیدن به اهداف تعدادی و ریالی
  13. اطلاعات کامل نسبت به محصولات و قیمت ها
  14. تخصیص مناسب محصولات در زمان کسری کالا
  15. اطلاع کامل از تخفیفات و کمیسیون های فروش
  16. رسیدگی به درخواست ها و سفارش های مشتریان
  17. توجه به چیدمان محصولات سازمان در فروشگاه ها
  18. تهیه و ارائه آمارهای دوره ای براساس فروش منطقه ای
  19. هماهنگی با واحد توزیع جهت ارسال به موقع محصولات
  20. نصب متریال های تبلیغاتی ارسالی توسط سازمان نزد فروشگاه
  21. برقراری ارتباط های دوره ای با مشتریان براساس برنامه زمانبندی هفتگی
  22. بررسی و شناسایی توان بالقوه مشتریان در میزان سفارشات و درخواست محصولات
  23. پیگیری و ارتباط با مشتریان جدید جهت افزایش سهم بازار و بیشتر شدن مشتری
  24. تسلط به محصولات و لیست قمیت ها، توان ارائه توضیحات کامل در خصوص محصولات
  25. شنیدن نظرات و مشکلات مشتریان و ارائه گزارش کامل این موارد به سرپرست مربوطه
  26. رعایت شئونات اداری و همکاری همه جانبه در جهت ایجاد محیط کاری مناسب در راستای اهداف شرکت
  27. ارائه گزارش های منظم از فعالیت ها و اقدام های انجام شده مانند ویزیت­ها، ثبت سفارش ها ، برنامه های روزانه و هفتگی و ماهانه و ارائه پیشنهاد ها و آنالیزهای انجام شده از مشتریان.
  28. بررسی و آنالیز رقبا و محصولات آنها براساس ویزیت های دوره ای و اطلاع کامل از عملکرد آنها شامل نحوه قیمت دهی، چیدمان، بسته بندی، تخفیف ها و پیشنهادهای ویژه به فروشنده ها و ….
  29. ارائه پیشنهادهای کاربردی در خصوص محصولات و روش های افزایش فروش با توجه به سیاست ها و اقدامات رقبا
  30. ارتقا دانش و مهارت های فردی در خصوص ارتباطات، فروش و مشتری مداری با شرکت در دوره ها و مطالعه مقالات و کتاب های مرتبط

 

 

 

 

استخدام ویزیتور
فروش

جذب ویزیتور

به جرات می توان گفت تقریبا ۳۰درصد آگهی نیازمندی های همشهری روزانه به جذب ویزیتور و فروشنده اختصاص دارد . و تقریبا تمام شرکت های توزیع کمبود فروشنده میدانی دارند .
از سویی بسیاری از افراد نیز با وجود نداشتن شغل تن به همکاری در شرکت های تولیدی و توزیعی به عنوان فروشنده میدانی نمی دهند.

البته بسیاری نیز از این شغل ارتزاق نموده زندگی خود را می چرخانند .

فروش شخصی یکی  از ابزارهای ارتباطات بازاریابی است و شرکت هایی که از این ابزار به خوبی استفاده می نمایند   همواره شلف را در اختیار دارند و هر محصول جدیدی را تولید نموده به سرعت توزیع می نمایند .

باور بفرمایید هر شرکتی شبکه ی توزیع قوی داشته باشد هر چی تولید کند می فروشد .

 عدم اقبال فعالیت در این حوزه دلایل بسیاری دارد ازجمله:

۱-امنیت شغلی زیر صفر می باشد ، باور ندارید ؟ برید تحقیق نمایید . کاملا صنعت بی رحمی است .

۲-شرکت ها فروشنده استخدام می نمایند اما پول کارمند دفتری می دهند . آنقدر تبصره و تک ماده قرار می دهند برای پرداخت ها از جمله پوشش بازار ، پوشش مشتری ، رسیدن به سهم فروش هر محصول …که فروشنده آخر ماه متوجه می شود عملا کار دفتری انجام دهد با فعالیت میدانی درآمدش فرقی ندارد (البته هستند فروشندگانی توانا که در مناطق خوب و پرفروش فعال هستند و به طبع آن درآمد بیشتری نیز دارند )

۳-اغلب شرکت ها وظایف آنالیز رقبا ، اطلاعات بازار ، توسعه بازار ، مرجوعی کالا ، چیدمان محصول در فروشگاه ، هماهنگی با تیم توزیع ، ارتباط با مشتریان ناراضی ، را به دوش فروشنده قرار داده اند و تقریبا پول اضافه ای نیز بابت این خدمات پرداخت نمی کند (البته نه همه شرکت ها )

 ۴-فروش میدانی فعالیت سختی است از این مغازه به اون مغازه با همه سرو کله زدن و از این طرف به افراد زیادی پاسخگو بودن(سرپرست ، مدیر فروش ، واحد بازاریابی ، توزیع ، بازرس)

۵-فشار کاری بسیار بالا زیرا بسیاری از شرکت ها فروشندگان را برای فروش محصولات تحت فشار قرار می دهند و بعضا تاشب از آنها می خواهند با مشتریان ارتباط برقرار نمایند .

 ۶-بسیاری از مدیران فروش تحصیلات مدیریت و رهبری نداشته و توانایی تعامل مناسب با فروشندگان را ندارند که این امر موجب می شود با کوچکترین بدرفتاری مدیر راندمان فعالیت فروشنده افت نماید …..

 

با توجه به تنوع انتخاب شغلی در جامعه انسانی بنابراین فروشندگان این قبیل اجحاف هایی که شرکت ها در حقشان می نمایند را به صورت دهان به دهان به یکدیگر  منتقل می نمایند و بعضا دید کوتاه مدت به این حرفه پیدا می نمایند و تنها برای گذران زندگی مشغول آن شده و به محض یافتن فرصت های بهتر آن شغل را ترک می نمایند .

نتیجه این می شود که تغییر و تحول در حوزه نیروی فروش تقریبا از تغییرات نیم فصل لیگ برتر  بیشتر می شود و  اقبال کم نسبت به این شغل بسیار مهم و حیاتی برای شرکت ها در جامعه ایجاد می شود.

لذا توصیه می کنم راهبردهای جدیدی واحدهای بازاریابی و فروش و حتی منابع انسانی برای تیم های فروش طراحی و آنها را اجرا نمایند، ما نیاز به تغییر داریم .

 

پرفروش باشید …

 

 دکتر حسن سلطانی

 

 

 

 

آموزش فروش
فروش

صبور اما سمج

 به نظر شما صبور اما سمج بودن باهم  در تناقص است ؟ نه الزاما .باور بفرمایید یکی از بزرگترین موانع موفقیت فروشندگان ، نداشتن شکیبایی است . آمار می گوید که کمتر از ۵ درصد فروش ها در اولین دیدار و بیش از ۸۰درصد آن در پنجمین دیدار قطعی می شود . با این حال تنها ۱۰درصد از فروشندگان ۳بار به مشتری مراجعه می کنند !!! آنان تسلیم می شوند و به دفتر برگشته تا به جمع دیگر فروشندگان سرخورده بپیوندند.

اگر به اطراف خود نگاه کنید ، اکثر تسلیم شدگان را می بینید ، اگر به آیینه نگاه کنید ممکن است حتی خود ما یکی از آنها باشیم .

باور بفرمایید یک فرد معمولی که شروع به یادگیری یک ساز موسیقی می کند ، آن را رها می کند .
شما چند نفر را می شناسید که یادگیری پیانو ، گیتار را  آغاز و از آنجا که نتیجه گیری این یادگیری به کندی انجام می شود  آن را رها و دنبال چیز آسان تر می روند. به همین ترتیب بسیاری از افرادی که تحصیل یا کار فروش را آغاز می کنند ، آنها را رها می سازند . مثالها بی پایانند . بسیاری از ما شروع کنندگانی عالی ولی تمام کنندگانی بد هستیم ..

باور بفرمایید یکی از عوامل موفیقت در فروش پافشاری است ، همه سازمان ها دنبال فروشندگان حرفه ای هستند .

 

خدا افرادی مانند ادیسون ، انیشتین و….را بیامرزد ، زیرا آنها هرگز تسلیم نشدند .

اگر سالی یکبار به یک مشتری بالقوه خود تلفن کنید آیا فرد سمجی هستید ؟

درباره سالی دوبار چه می گویید؟

درباره هر ۳ ماه یکبار ؟

ماهی یکبار چطور ؟

هفته ای یکبار ؟

آیا شما فرد پایداری هستید ؟

پاسخ تمام این سوالات بلی است . حتی با یک بار تلفن زدن در سال ، شما از خود پایداری نشان می دهید . شما به مشتری می گویید: من هنوز اینجا هستم ، من تسلیم نشده ام .

نکته اصلی اینجاست شما چه زمانی مشتریان بالقوه خود را رها می کنید ؟ زمانی که می میرند ! توصیه می شود حتی پس از آن خود را به فرد جدید معرفی کنید !

 

 

تعداد فروشندگان
فروش

تعداد فروشندگان

نیروهای فروش یکی از مولد ترین و در عین حال پرهزینه ترین دارایی های شرکت محسوب می شوند . افزایش تعداد فروشندگان شرکت ، درآمدها و هزینه های سازمان را به طور همزمان افزایش می دهد.

 

 

هرکمپانی پس از تعیین نحوه سازماندهی فروشندگان خود باید به بررسی تعداد فروشندگان مورد نیاز خود بپردازد. گاه تعداد فروشندگان از چند نفر تا دهها هزار نفر متغیر است . تعداد فروشندگان بعضی از انواع سازماندهی واقعا زیاد است .

بسیاری از شرکت ها برای تعیین تعداد فروشندگان خود از ملاک حجم کار استفاده می کنند .

هر شرکت برای استفاده از این روش ابتدا به صورت تقریبی مشتریان هدف  خود را بسته به اندازه و وضعیت و یا عوامل دیگر و نیز متناسب با حجم کار مورد نیاز برای حفظ این  مشتریان به طبقات مختلف تقسیم می کند .

سپس تعداد فروشنده ی مورد نیاز خود را بسته به برآورد تعداد مراجعاتی که هر گروه از مشتریان نیاز دارند و نیز برآورد تعداد مراجعاتی که هر یک از فروشندگان می توانند پذیرا باشند تعیین می کنند.

 

هر شرکت ممکن است به چنین نتایجی رسیده باشد :  فرض کنید این شرکت از مشتریان نوع الف ۱۰۰۰وا از نوع ب ۲۰۰۰مورد دارد. مشتریان نوع الف این شرکت سالانه ۳۶بار مراجعه و نوع ب به ۱۲ بار مراجعه نیاز دارند . در این صورت حجم کار فروشندگان ، یعنی تعداد مراجعات سالانه آنها به رقم ۶۰۰۰۰بار {۶۰۰۰۰=۲۴۰۰۰+۳۶۰۰۰=(۱۲*۲۰۰۰)+(۱۰۰۰*۳۶)}

باز فرض کنید هر فروشنده این شرکت به طور متوسط بتواند در سال پذیرای ۱۰۰۰بار مراجعه باشد ، در این صورت این شرکت به ۶۰فروشنده (۱۰۰۰تقسیم بر۶۰۰۰۰)نیاز دارد.

 

 

customer
فروش

مشتریان کلاس C

فروشندگان باید نسبت به مشتریان کلاس C آگاه باشند. زیرا مشتری کلاس C  مانع پرداختن شما به مشتریان  A,Bمی شوند . آنان یا از سرمایه گذاری شما برگشتی به بار نمی آورند یا موجب برگشت اندکی می شوند . اما مشتریان کلاس C چه کسانی هستند ؟ طبعا مدیران بازاریابی و فروش مشتریان را براساس اهمیت منافعی که برای سازمان ایجاد نموده طبقه بندی نموده و لیست آنها را در اختیار فروشندگان قرار می دهند ، اما اگر مدیری این کار را انجام ندهد یا اطلاعات جامعی نسبت به مشتریان فعلی ندارد یا قصور نموده است .

دلایلی که باید از مشتریان کلاس C فاصله بگیرید به شرح زیر می باشد :

به مقدار زمان اضافی نیاز دارند ، یادتان باشد زمان شما در روز اندک است و باید به هدف های فروش تعیین شده دست یابید .

هزینه نگهداری آن ها بالا است ، زیرا خرید اندک و با فواصل طولانی انجام می دهند و درخواست های زیادی دارند. 

در زمان مشکلات ناشکیبا هستند .

چرخه فروش و سفارش مجدد آنها طولانی است .

 

این مشتریان به معنای واقعی کلمه یک درد محسوب می شوند ، همواره  شکایت می کنند و هیچ گاه راضی نمی شوند .

مدیران فروش پس از طبقه بندی مشتریان در مسیرهای مختلف باید دقت نمایند، تمرکز خود را از روی مشتریان C بردارند .

با زمان محدودی که فروشندگان برای فروش در اختیار دارند ممکن است نتواند به سایر مشتریان برسند زیرا مشتریان Cاخلال کننده عمده در کارهای اصلی شما می شوند .

با این حال توصیه می شود مراقب تغییرات بالقوه در وضعیت مشتریان باشید . یک مشتری C در امروز می تواند فردا تبدیل به یک مشتری Aشود . از سویی یک مشتری Aنیز می تواند روزی تبدیل به مشتری C شود . هیچ طبقه بندی خاصی در این زمینه وجود ندارد .

هر فروشنده ای باید در نظر بگیرد حضورش در مناطق نزد مشتریان هزینه بردار است بنابراین باید از خود بپرسید آیا مشتری ارزش هزینه و زمان را دارد ؟

 

 

در پایان توصیه می شود ارتباط خود را با مشتریان کلاس C کامل قطع نکنید بلکه فواصل ارتباطی خود را طولانی تر نمایید .

 

 

 

 

وظایف سرپرست فروش
فروش

وظایف سرپرست فروش

سرپرستی فروش نقشی است پر اهمیت ، که فردی  در سازمان فروش برعهده می گیرد. سرپرستان فروش مستقیما زیر نظر مدیر فروش فعالیت داشته و فروشندگانی را تحت کنترل و سرپرستی خود دارند . توجه بفرمایید سرپرست فروش کلیدی ترین نقش را در سازمان فروش برعهده دارد ،زیرا رابط بین مدیران بالادستی و کارکنان اجرایی بوده و به عبارتی خط مقدم جبهه فروش می باشد.

از سویی ارتباط نزدیک آنها با (مشتریان ،واسطه ها) می تواند اطلاعات بسیار مفیدی را برای واحد بازاریابی فراهم آورد.

اساسا سرپرستی فروش یک فعالیت ستادی است و فرد مسئول معمولا وظایف  خود را بصورت دفتری انجام می دهد ، اما بعضا بدلیل فشارهای رقابتی  روی سازمان فروش مجبور می شوند هفته ای ۳ روز را کنار فروشندگان خود به دنبال ایجاد ارتباط با مشتریان باشند .

علاوه براین سرپرستان فروش حرفه ای برای مذاکرات با مشتریان کلیدی و عمده ،خود وارد میدان  شده تا بتوانند فروش بیشتری را به انجام برسانند .

ناگفته نماند سرپرست فروش هر شعبه دارای اهداف فروش ماهیانه ای است که از سوی مدیر فروش تعیین شده است .

برخی از  وظایف و مسولیت های  سرپرست فروش به شرح زیر می باشد :

 وظیفه ساختن تیم فروش قوی در منطقه خود را برعهده دارد .

 اهداف تعیین شده را به مناطق تحت سرپرستی و فروشندگان هر منطقه اختصاص بدهند .

 آموزش فروشندگان هر منطقه

توجیه سلسله مراتب ، آیین نامه ها ، بخش نامه ها و زبان اداری سازمان 

توجیه اطلاعات رقبا ، محصول و مشتریان به فروشندگان

مسیربندی فروشندگان برای ویزیت روزانه در مناطق تحت کنترل

طراحی برنامه روزانه، هفتگی، برای کنترل فروش فروشندگان در جهت رسیدن به اهداف فروش

ابلاغ طرح ها جشنواره های فروش تخفیفات به فروشندگان 

برگزاری بازی های فروش برای یادگیری فروشندگان درون واحد

کنترل روزانه وضعیت نظم و حضورفروشندگان در مناطق

ارایه گزارش روزانه و هفتگی وضعیت فروش به مدیر فروش

نشان دادن کارایی افراد

تشویق فروشندگان مناطق به رسیدن به اهداف و جوایز در نظر گرفته شده از سوی سازمان

ارتباط با مشتریان عمده و A+جهت خرید فوری و بیشتر از سازمان

ارتباط با مشتریان عمده ناراضی و انتقال خواسته های آنها به مدیریت واحد

دفاع از حق حقوق، پورسانت فروشندگان در مقابل مدیران بالا دستی

کنترل چک های پرداختی مشتریان و تایید یا عدم تایید آنها

پیگیری مطالبات فروش منطقه تحت سرپرستی

 

ادامه دارد ………….

 

 

 

 

 

 

مشاوره آنلاین